روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان مهر بیفزا ای نگار ماه چهر مهربان
مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر مهربانی کن به روز مهر و جشن مهرگان
جام را چون لاله گردان از نبید باده رنگ وندر آن منگر که لاله نیست اندر بوستان (مسعود سعد سلمان)
جشن مهرگان در مهر روز از ماه مهر ( دهم مهر ماه تقویم خورشیدی) برگزار میشود. همانطوریکه در یاد داشت گذشته به آن اشاره گردید، ایرانیان، تقارن هر روز با ماه همنام آن را خجسته دانسته و جشنهای مخصوص به آن روز را برگزار مینمودند. شاید بزرگترین و مهمترین این جشنها، جشن مهرگان میباشد.
جشن مهرگان، علاوه بر آنکه به مناسبت همنامی روز و ماه مهر برگزار میگردید، دلایل اسطورهای و کیهانی نیز دارد.
همانگونه که نوروز آغاز بهار و اعتدال بهاری و آغاز نیمه اول سال است، مهرگان نیز هزمان با آغاز اعتدال پاییزی در نیمه دوم سال برگزار میگردید.
در شاهنامه فردوسی آمده که هنگامی که فریدون به کمک کاوه آهنگر بر ضحاک پیروز شد و به پادشاهی رسید، در جشن مهرگان تاج پادشاهی را بر سر نهاد :
فریدون چو شد بر جهان کامکار ندانست جز خویشتن شهریار
به رسم کیان تاج و تخت مهی بیاراست با کاخ شاهنشهی
به روزِ خجسته سرِ مهر ماه به سر بر نهاد آن کیانی کلاه
در این روز، مردم دست از کار برکشیده و به جشن و شادمانی و خواندن نیایش، بخصوص خواندن مهر یشت از اوستا میپرداختند. پادشاهان هخامنشی و ساسانی در این روز بار عام داده و صاحب منصبان در این روز به حضور شاه شرفیاب شده و هدایای خود را به وی تقدیم مینمودند و از پادشاه نیز هدیه یا نشانی دریافت مینمودند.
جشن مهرگان در سراسر خطه آسیای صغیر، با شکوه و جلال برگزار میگردید. در این جشن که به افتخار مهر (میترا) برگزار میشد، روحانیون میترایی که مغ نامیده میشدند، در جلو حرکت نموده و گروه مومنان و مشایعت کنندگان در پس آنها.
جشن مهرگان، تنها موقعی بود که پادشاهان هخامنشی میتوانشتند در نوشیدن شراب افراط نمایند، زیرا بر اساس قوانین حکومتی هخامنشی، پادشاهان حق مست شدن در اثر افراط در باده گساری را نداشتند. در روز مهرگان، پادشاهان ردای ارغوانی رنگ بر تن کرده و در جشن عمومی شرکت میکردند.
بی گمان، ساسانیان هم مانند هخامنشیان، مراسم جشن مهرگان را برگزار مینمودند. از کیفیت و چگونگی برگزاری مراسم این جشن در ایران، اطلاعات کامل و دقیقی (به برکت حمله اعراب! و نابودی نوشتههای آیینهای دینی به دلیل کفرآمیز بودن آنها) در دست نیست. تنها چیزی که مشخص است، این است که در این روزهدایای ساتراپیها (ولایات) ایران به وسیله فرستادگان ویژه به دربار ارسال و مالیاتها نیز در این روز در خزانه مملکت ثبت میشد. چگونگی و نوع این هدایا در نقشهای سنگی تخت جمشید به زیبایی مشخص میباشد.
در این جشن، مردم بدن خود را با نوعی روغن مرطوب نموده (غسل؟) و مشک و عنبر و عود به یکدیگر هدیه میدادند. شاه تاج ویژهای بر سر میگذاشت که مانند آفتاب بود چرا که روز مهر، روز خورشید تابان است. (بیرونی) .
شرح اعمالی که در این روز انجام میشد، با کمی تفاوت در روایات مختلفی چون بلوغُ الارب، برهان قاطع، فرهنگ جهانگیری و توسط مورخانی چون جاحظ، بیرونی، خلف تبریزی و حتی هرودوت و گزنوفون ارائه شده است. هماکنون نیز این جشن توسط هممیهنان زرتشتیمان با آداب و رسوم خاصی در جریان است که آن را به جهت آشنایی تقدیم خواهم نمود :
خوان یا سفره مهری به عنوان سفرهای که به میوهها و خوراکهای آن جنبه مقدسی میداده است، یکی از مهمترین وسایل برگزاری این جشن است. در این روز، نخست مرد خوش اقبال و نیکو منظر به حضور شاه رسیده و با وی گفتگو مینمود. سپس موبدان وارد شده و کنار خوان مهرگانی مینشستند و واجگویان (زمزمه کنان) خوراکها را تقدیس مینمودند. این اقلام شامل ترنج، شکر، عناب، سیب، خوشهای از انگور سفید، هفت شاخه از هفت گیاه، نان گرد و اسپند و شیر و آویشن بود. در این روز، گاو یا گوسفندی را به نشانه کشته شدن گاو اوکَدَت به دست مهر، در فاصله طلوع خورشید تا ظهر قربانی مینمودند. این رسم البته امروزه منسوخ شده است، زیرا زرتشت قربانی کردن را منع اکید کرده بود.
امروزه زرتشتیان گرامی، از چند روز قبل از جشن مهرگان به خانه تکانی و نظافت مشغول شده و در روز جشن، خود را شستشو نموده و لباس نو بر تن مینمایند. در روز جشن، همراه با تشریفاتی ویژه همراه با تلاوت اوستا و مهریشت، خوان مهرگانی را که به نام وِدِرین معروف است و شامل انواع میوههای فصل و گل و ریحان و لُرک (آجیل مخصوص)، کتاب اوستا، آیینه، سرمهدان، شربت (شراب)، انار و سیب سرخ و آویشن میباشد را به همراه خوراکیهای دیگر گسترده و به جشن و نیایش مشغول میشوند.
دستگیری از مستمندان و بیچارگان در این روز نیز اهمیت داشت. رسم بر این است که در این روز به نوعروسان و نودامادان هدایایی از طرف اعضای خانواده تقدیم میشود. در برخی از اقوام، نوزادی که در این روز متولد میشد را نامی مینهادند که ترکیبی از واژه مهر مانند مهرداد، مهراب، مهرنوش و مانند آن را داشته باشد.
در دوران ساسانیان، هرگاه نوزادی متولد میشد، قبل از آنکه مادر، از سینه خود به او شیر دهد، موبدی را خبر مینمودند. موبد دعای ویژهای را در گوش نوزاد زمزمه نموده و به نامی که برایش انتخاب کرده بودند، او را مینامید. سپس، کودک را با پَراهوم (آب گیاه هوم مقدس) تقدیس مینمود. اگر این روز مصادف با مهرگان میگردید، حتماً نام نوزاد، ترکیبی از نام مهر را در خود داشت. (رسمی که امروزه شیعیان ایرانی در شب ششم یا دهم تولد نوزاد برگزار نموده و با خواندن اذان در گوش نوزاد، وی را تقدیس داده و مسیحیان نیز کودک خود را با آب مقدسی غسل تمعید میهند).
اما این مهر یا میترا کیست، چرا این همه تشابه در آیینهای مربوط به مهر با سایر آیینها وجود دارد؟ چگونه است که امروزه پس از گذشت بیش از 7000 سال از زمان بزرگداشت این ایزد، هنوز هم برخی از مراسم، نمادها و اصول این آیین در زندگانی تمامی قومیتهای این جهان، فارغ از آنکه چه مذهبی را دارند، وجود دارد؟
مهر (میترا) ایزد فروغ، نگهبان پیمان، پشتیبان جنگجویان، راستگویان و درستکاران است. در اوستا از مهر به عنوان بزرگترین ایزدان نام برده شده و بخشی از آن را به نام خود (مهریشت) اختصاص داده است. در مقدمه این یشت میخوانیم که اهورامزدا وی را در بزرگی و شکوه و توانایی، همقدر و همسنگ خود آفریده است. در این یشت، او به عنوان ایزدی که دارنده هزار چشم و ده هزار گوش است و دارنده دشتهای فراخ ستوده شده است. هیچ پیمانی از دید و گوش او پوشیده نیست.
مهر (میترا) کسانی را که به او دروغ گفته و به نام او عهد و پیمانی بسته و به آن وفا ننماید، در سراسر قلمرو و مملکت تعقیب نموده و به کیفر میرساند. در عوض، مهر به پیمانداران، اسبهای تیزرو و فرزندان دلیر عطا میکند.
مهر، برخلاف تصور عموم، خدای خورشید نیست. در اوستا، ایزد خورشید، ایزد جداگانهای است که نام جداگانه و یشت مخصوص به خود را دارد. این امر در بند سیدهم مهر یشت تصریح شده است.
آیین مهر را مهریان به هندوستان و از آنجا به ایران آوردند. مهریان عقیده دارند که ایزد مهر از پس بلندترین شب سال (شب یلدا. توجه داشته باشید که یلدا به معنای تولد است و معنای بلندترین شب سال را ندارد) درکوه البرز و از یک غار، پشت درخت سرو زاییده شده است. همانند جرقهای که از برخورد دو سنگ به هم وجود میآید.
اولین نبرد مهر با خورشید انجام شد. در این نبرد، بعد از چند بار زورآزمایی، خورشید قدرت برتری هماورد خود را ستود و از یاران نزدیک مهر درآمد. نبرد بعدی مهر، نبرد با گاو اهریمنی بود.
در مهرابههای باقیمانده از دوان مهریگری، نقش مهر را که در حال فروبردن خنجر بر گردن گاو است مشاهده مینماییم. در اساطیر آمده که گاوی به نام گاو اوکدت، از جانب اهریمن برای خوردن تمامی سبزههای روز زمین و محو نمودن حیات به زمین فرستاده شده است. مهر نیز از جانب خداوند برای نابود ساختن گاو زاییده شد. مهر پس از پیدا نمودن گاو او را گرفته، بار اول رها نموده و بار دوم بر پشت گاو جسته و خنجری را بر گردن گاو فرو میآورد. از خون ریخته شده گاو بر زمین، هزاران گیاه دارویی و سودمند بوجود آمده و زمین را پر از سرسبزی و زندگی میکند.
آنگاه مهر با پیروان خود بزمی را ترتیب داده سپس سوار بر ارابه خود که چهار اسب آن را میکشند شده و عروج آسمانی خود را از سمت شرق به سمت غرب انجام میدهد. تا زمانی که مجدداً برای از بین بردن اهریمن در آخرالمان به دنیا باز گردد.
در نقوش به جا مانده از دوران مهریگری، همراه مهر و گاو، دو مشعلدار به نامهای کوتِس و کوتوپاتِس که بهتر است آنان را مهربان (نگهبانان مهر) بنامیم، در دو سوی میترا در حالی که مشعلهای فروزان در دست دارند، دیده میشوند. مهربان سمت چپ مهر، مشعل را بلند نموده (نشانه طلوع خورشید) و مهربان واقع در سمت راست، مشعل خود را پایین (غروب خورشید) گرفته است. همچنین سگ و ماری به سمت محل زخم ایجاد شده در گردن گاو نشانه رفتهاند. سگ، وظیفه پاسداری از انجام عملیات قربانی گاو را داشته و مار نیز نشانه زندگی بوده که به خون ریخته شده از گردن گاو، تقدس میبخشد. علامت جهانی پزشکی (اسکولاپ) که در آن دو مار در حالی که دور جامی خود را پیچیده و سر خود را به سمت دهانه جام بردهاند، برخلاف آنچه عنوان میگردد، از همین فرهنگ مهر آمده است. به واژه بیمار دقت فرمایید، کسی که مار زندگانی ندارد!
در همین نقش برجستهها عقربی وجود دارد که به سمت بیضه گاو حرکت نموده و سعی در نیش زدن آن دارد. به گمان مهرشناسان، عقرب نماینده اهریمن است که وظیفه دارد قبل از آنکه خون گاو ریخته شود، آن را زهرآگین نموده تا از بوجود آمدن گیاهان دارویی جلوگیری نماید.
آیین مهری، آیینی بسیار خشن و سخت بوده و مخصوص مردان میباشد. در این آیین زنان حق ورود را نداشتند.
مظهر مهر را خورشید و در برخی از اسناد بدست آمده ستاره میدانستند. و به نشانه وی آتش میافروختند.
نوچههای مهری باید هفت مرحله طاقتفرسا را طی کرده تا به بالاترین درجه مهری برسند. این هفت مرحله عبارت است از:
1- کلاغ : کلاغ پیامآور بود و از جهان بالا پیام میآورد. (کلاغ خوش خبر!)
2- نامزد (رازدار) در این مرحله، خاموش ماندن (سکوت کردن) و چله نشستن توسط نوچه تمرین میشد. او نباید در انظار ظاهر شده و یا حرفی از او شنیده میشد. در این مرحله نامزدان (رازداران) با پوشانیدن دهان خود، ورود به این مرحله را نشان میدادند. این رسم بعدها به صورت بلند کردن موی سبیل به طوریکه دهان را بپوشاند رایج شد.
3- سرباز: پس از پایان دوره رازداری، مهریان طی جشنی، ضمن غسل دادن نوچه، ورود او را به جرگه سربازی جشن میگرفتند. در این زمان، تاجی را به سرباز به تقدیم مینمودندکه وی از پذیرش آن امتناع کرده و میگوید، قفط مهر تاج سر من است. بعد از آن شمشیری را به کمر وی میبستند. رسمی که عین آن هنگام شوالیه شدن رعایت میگردید (آیا شوالیهها مهر پرست نبودند؟)
4- شیر : در این مرحله که جزء مراحل عالی مهریگری تلقی میشود، مرد جنگی را آزمایش مینمودند تا میزان توانایی وی را برای شیر شدن بسنجند. در این مرحله، نوچه باید مانند شیر که نیرومندترین جانوران است، زورمندترین همردیفانش باشد. ضربالمثل فلانی برای ما شیر شده، از همین جا آمده است. یعقوب لیث (لیث = شیر) به این پایه رسیده بود.
5- پارسی : در این مرحله، که بیشتر تعالی معنوی نوچه مورد نظر است، نوچه به پاک و مطهر شده و به اصطلاح به نژاد اصیل (پارسی) و پرهیزگاری میرسید. در این مرحله به نوچه شنل و کلاه ارغوانیرنگ (رنگ مخصوص مهر) میترا را میپوشاندند.
6- مهر پویا (پیک خورشید) : یکی از تعالیترین درجه آیین مهر است که در این مرحله، نوچه همپایه با خورشید میگردید.
7- پدر : این مرحله، آخرین مرحله آیین مهر است. نوچه رسیده به این مرحله در حکم اجرا کننده احکام این آیین قرار دارد. این واژه در گویشهای لری و سمنانی به پیر بدل شد. هنوز این واژه در فرهنگ ما ایرانیان، به عنوان نمادی از وارستگی و تجربه و پیراستگی مطرح میشود. پیر مغان، پیر دیر.
برگزاری مراسم و آیین مهر در غارهای تاریک و یا در جاهاییکه پایینتر از سطح زمین قرار دارد انجام میشد که به آن مهرابه (آبه یعنی پایین. سرداب به زیرزمین که سرد باشد اطلاق میگردد) میگویند. در این مراسم، مهریان پس از انجام مناسک مذهبی خود و قربانی گاو و غسل نمودن، به نشانه خون گاو، می خورده و به نشانه گیاهان و گندم روییده شده از آن، نان میخوردند.
نمایش گاوبازی توسط ماتادورها نیز یادگار مراسم قربانی نمودن گاو اهریمنی توسط میترا میباشد.
این آیین که بعدها و در زمان اشکانیان از ایران به روم رفته و در سراسر اروپا گسترش یافت، با دین عیسوی درآمیخت به طوریکه مشابهتهای فراوانی را با این کیش دارد که نمونههایی را از آن به اختصار بیان مینمایم:
1- در تقویم گریگوری که بنا بر نظر دانشمندان و مورخان مسیحی، به دلیل اشتباهی که در شمارش روزها در زمان کنستانتین روی داد، تغییراتی در تقویم بوجود آمد. شب تولد حضرت عیسی با اندک زمانی (4 روز) با تولد مهر (شب یلدا) فاصله دارد. هنوز هم برخی از فرقههای مسیحیت شب تولد حضرت عیسی را در شب یلدا جشن میگیرند.
2- روزهای مسیحیان، همگی از نشانههای آیین مهر میباشد. Saturday به معنای روز ستاره (Star Day)، Sunday به معنای روز خورشید،Monday همان روز ماه (Moon Day) میباشد. Thursday روز تندر (Thunder Day) است و Friday، روز آتش (Fire Day)! مقدسترین روز هم روز خورشید (یکشنبه میباشد.
3- در شب کریسمس، (شب یلدا؟) مسیحیان درخت کاجی را تزیین نموده و بر بالای آن ستاره میگذارند. زایش و تولد مهر را مرور فرمایید.
4- بابا نوئل مسیحیان نیز شنل ارغوانی و کلاه ارغوانی رنگ را به سر بسته و با ارابهای که چهار گوزن (اسب) آن را میکشد، از هم کیشانش پاسداری و به آنها برکت میدهد.
5- مراسم عشای ربانی (شام آخر) و عروج حضرت عیسی نیز در توسط مهر بعد از قربانی نمودن گاو اهریمنی انجام گردیده.
6- چه کسانی نوید دهنده تولد حضرت عیسی هستند؟ سه مغ که با راهنمایی ستاره (نشانه مهر) به محل تولد وی آمدهاند (به یاد داشته باشید مغ، برخلاف نظر عامه به معنای موبد مهری است نه روحانی زرتشتی).
7- مراسم انتخاب پاپ (پدر، آخرین مرحله آیین مهر) نیز کاملاً شبیه تشرف نوچه به مرحله پدر میباشد.
8- حضرت عیسی در عشای ربانی فرمود از این شراب بخورید که خون من است و این نان را میل کنید که جسم من است.
نام مهر بارها در ادبیات ما آمده است. حافظ، مولوی، خیام، هاتف اصفهانی و سایرین بارها نشانهها و مراسم معنوی آن را دستمایه استعارات اشعار خود نمودند. حضرت حافظ میفرماید :
یاد باد آنکه نهانت نظری با ما بود مهره مهر تو بر چهره ما پیدا بود
و چکامهای زیبا از هاتف اصفهانی :
دوش از شور عشق و جذبه شوق هر طرف میشتافتم حیران
آخر کار شوق دیدارم سوی دیر مغان کشید عنان
چشم بد دور، خلوتی دیدم روشن از نور حق، نه از نیران
هر طرف دیدم آتشی کان شب دید در طور موسی عمران
پیری در آنجا به آتش افروزی به ادب گرد پیر، مغبچگان
همه سیمین عذار و گل رخسار همه شیرین لبان و تنگ دهان
چنگ و عود و دف و نی و بربط شمع و نقل و می و گل و ریحان
ساقی ماه روی و مشکین موی مطرب بذلهگوی و خوش الحان
مغ و مغزاده، موبد و دستور خدمتش را تمام بسته به میان
من شرمنده از مسلمانی شدم آنجا به گوشهای پنهان
پیر پرسید : کیست این؟ گفتند عاشقی بیقرار و سرگردان
گفت جامی دهیدش از می ناب گرچه ناخوانده باشد این مهمان
ساقی آتش پرست و آتش دست ریخت در ساغر آتش سوزان
چون کشیدم نه عقل ماند و نه دین سوخت هم کفر از آن و هم ایمان
مست افتادم و در آن مستی به زبانی که شرح آن نتوان
این سخن شنیدم از اعضا همه حتی الورید و الشریان
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحدهُ لا اله الا هو
و در آخر، این نیایش را از مهرنیایش با هم میخوانیم:
بشود که مهر برای یاری ما آید
بشود که مهر که برای بهکامی ما آید
بشود که مهر برای شادمانی ما آید
بشود که مهر برای آسودگی ما آید
بشود که مهر برای آمرزش ما آید
بشود که مهر برای تندرستی ما آید
بشود که مهر برای نیرومندی ما آید
بشود که مهر برای پاکی ما آید.
منابع : اوستا – گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه
بغ مهر – نوشته مرحوم مهندس احمد حامی
گاه شماری و جشنهای ایران باستان – نوشته هاشم رضی
دین مهری – نوشته فرانتس کومن، ترجمه احمد آجودانی
جستار درباره مهر و ناهید – نوشته دکتر محمد مقدم
آیین پر رمز و راز میترایی – نوشته هاشم رضی
نظرات ()