تمدن فراموش شده

 
جشن مهرگان
نویسنده : مانلی مجد - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٠
 

روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان                        مهر بیفزا ای نگار ماه چهر مهربان

مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر                       مهربانی کن به روز مهر و جشن مهرگان

جام را چون لاله گردان از نبید باده رنگ                      وندر آن منگر که لاله نیست اندر بوستان (مسعود سعد سلمان)

 

جشن مهرگان در مهر روز از ماه مهر ( دهم مهر ماه تقویم خورشیدی) برگزار می­شود.  همانطوریکه در یاد داشت گذشته به آن اشاره گردید، ایرانیان، تقارن هر روز با ماه همنام آن را خجسته دانسته و جشن­های مخصوص به آن روز را برگزار می­نمودند.  شاید بزرگ­ترین و مهم­ترین این جشن­ها، جشن مهرگان می­باشد.

جشن مهرگان، علاوه بر آنکه به  مناسبت هم­نامی روز و ماه مهر برگزار می­گردید، دلایل اسطوره­ای و کیهانی نیز دارد.

همانگونه که نوروز  آغاز بهار و اعتدال بهاری و آغاز نیمه اول سال است، مهرگان نیز هزمان با آغاز اعتدال پاییزی در نیمه دوم سال برگزار می­گردید.

در شاهنامه فردوسی آمده که هنگامی که فریدون به کمک کاوه آهنگر بر ضحاک پیروز شد و به پادشاهی رسید، در جشن مهرگان تاج پادشاهی را بر سر نهاد :

فریدون چو شد بر جهان کامکار                  ندانست جز خویشتن شهریار

به رسم کیان تاج و تخت مهی                    بیاراست با کاخ شاهنشهی

به روزِ خجسته سرِ مهر ماه                        به سر بر نهاد آن کیانی کلاه

 

در این روز، مردم دست از کار برکشیده و به جشن و شادمانی و خواندن نیایش، بخصوص خواندن مهر یشت از اوستا می­پرداختند.  پادشاهان هخامنشی و ساسانی در این روز بار عام داده و صاحب منصبان در این روز به حضور شاه شرفیاب شده و هدایای خود را به وی تقدیم می­نمودند و از پادشاه نیز هدیه یا نشانی دریافت می­نمودند. 

جشن مهرگان در سراسر خطه آسیای صغیر، با شکوه و جلال برگزار می­گردید.  در این جشن که به افتخار مهر (میترا) برگزار می­شد، روحانیون میترایی که مغ نامیده می­شدند، در جلو حرکت نموده و گروه مومنان و مشایعت کنندگان در پس آنها.

جشن مهرگان، تنها موقعی بود که پادشاهان هخامنشی می­توانشتند در نوشیدن شراب افراط نمایند، زیرا بر اساس قوانین حکومتی هخامنشی، پادشاهان حق مست شدن در اثر افراط در باده گساری را نداشتند.  در روز مهرگان، پادشاهان ردای ارغوانی رنگ بر تن کرده و در جشن عمومی شرکت می­کردند.

بی گمان، ساسانیان هم مانند هخامنشیان، مراسم جشن مهرگان را برگزار می­نمودند.  از کیفیت و چگونگی برگزاری مراسم این جشن در ایران، اطلاعات کامل و دقیقی (به برکت حمله اعراب! و نابودی نوشته­های آیین­های دینی به دلیل کفرآمیز بودن آنها) در دست نیست. تنها چیزی که مشخص است، این است که در این روزهدایای ساتراپی­ها (ولایات) ایران به وسیله فرستادگان ویژه به دربار ارسال و مالیات­ها نیز در این روز در خزانه مملکت ثبت می­شد.  چگونگی و نوع این هدایا در نقش­های سنگی تخت جمشید به زیبایی مشخص می­باشد. 

در این جشن، مردم بدن خود را با نوعی روغن مرطوب نموده (غسل؟) و مشک و عنبر و عود به یکدیگر هدیه می­دادند.  شاه تاج ویژه­ای بر سر می­گذاشت که مانند آفتاب بود چرا که روز مهر، روز خورشید تابان است. (بیرونی) .

شرح اعمالی که در این روز انجام می­شد، با کمی تفاوت در روایات مختلفی چون بلوغُ الارب، برهان قاطع، فرهنگ جهانگیری و توسط مورخانی چون جاحظ، بیرونی، خلف تبریزی و حتی هرودوت و گزنوفون ارائه شده است.  هم­اکنون نیز این جشن توسط هم­میهنان زرتشتی­مان با آداب و رسوم خاصی در جریان است که آن را به جهت آشنایی تقدیم خواهم نمود :

خوان یا سفره مهری به عنوان سفره­ای که به میوه­ها و خوراک­های آن جنبه مقدسی می­داده است، یکی از مهمترین وسایل برگزاری این جشن است.  در این روز، نخست مرد خوش اقبال و نیکو منظر به حضور شاه رسیده و با وی گفتگو می­نمود.  سپس موبدان وارد شده و کنار خوان مهرگانی می­نشستند و واج­گویان (زمزمه کنان) خوراک­ها را تقدیس می­نمودند.  این اقلام شامل ترنج، شکر، عناب، سیب، خوشه­ای از انگور سفید، هفت شاخه از هفت گیاه، نان گرد و اسپند و شیر و آویشن بود.  در این روز، گاو یا گوسفندی را به نشانه کشته شدن گاو اوکَدَت به دست مهر، در فاصله طلوع خورشید تا ظهر قربانی می­نمودند.  این رسم البته امروزه منسوخ شده است، زیرا زرتشت قربانی کردن را منع اکید کرده بود.

امروزه زرتشتیان گرامی، از چند روز قبل از جشن مهرگان به خانه تکانی و نظافت مشغول شده و در روز جشن، خود را شستشو نموده و لباس نو بر تن می­نمایند.  در روز جشن، همراه با تشریفاتی ویژه همراه با تلاوت اوستا و مهریشت، خوان مهرگانی را که به نام وِدِرین معروف است و شامل انواع میوه­های فصل و گل و ریحان و لُرک (آجیل مخصوص)، کتاب اوستا، آیینه، سرمه­دان، شربت (شراب)، انار و سیب سرخ و آویشن می­باشد را به همراه خوراکی­های دیگر گسترده و به جشن و نیایش مشغول می­شوند.

دستگیری از مستمندان و بیچارگان در این روز نیز اهمیت داشت.  رسم بر این است که در این روز به نوعروسان و نودامادان هدایایی از طرف اعضای خانواده تقدیم می­شود.  در برخی از اقوام، نوزادی که در این روز متولد می­شد را نامی می­نهادند که ترکیبی از واژه مهر مانند مهرداد، مهراب، مهرنوش و مانند آن را داشته باشد.

در دوران ساسانیان، هرگاه نوزادی متولد می­شد، قبل از آنکه مادر، از سینه خود به او شیر دهد، موبدی را خبر می­نمودند.  موبد دعای ویژه­ای را در گوش نوزاد زمزمه نموده و به نامی که برایش انتخاب کرده بودند، او را می­نامید.  سپس، کودک را با پَراهوم (آب گیاه هوم مقدس) تقدیس می­نمود.  اگر این روز مصادف با مهرگان می­گردید، حتماً نام نوزاد، ترکیبی از نام مهر را در خود داشت. (رسمی که امروزه شیعیان ایرانی در شب ششم یا دهم تولد نوزاد برگزار نموده و با خواندن اذان در گوش نوزاد، وی را تقدیس داده و مسیحیان نیز کودک خود را با آب مقدسی غسل تمعید می­هند).

اما این مهر یا میترا کیست، چرا این همه تشابه در آیین­های مربوط به مهر با سایر آیین­ها وجود دارد؟ چگونه است که امروزه پس از گذشت بیش از 7000 سال از زمان بزرگداشت این ایزد، هنوز هم برخی از مراسم، نمادها و اصول این آیین در زندگانی تمامی قومیت­های این جهان، فارغ از آنکه چه مذهبی را دارند، وجود دارد؟

 

مهر (میترا) ایزد فروغ، نگهبان پیمان، پشتیبان جنگجویان، راستگویان و درستکاران است.  در اوستا از مهر به عنوان بزرگترین ایزدان نام برده شده و بخشی از آن را به نام خود (مهریشت) اختصاص داده است.  در مقدمه این یشت می­خوانیم که اهورامزدا وی را در بزرگی و شکوه و توانایی، هم­قدر و هم­سنگ خود آفریده است.  در این یشت، او به عنوان ایزدی که دارنده هزار چشم و ده هزار گوش است و دارنده دشت­های فراخ ستوده شده است.  هیچ پیمانی از دید و گوش او پوشیده نیست.

مهر (میترا) کسانی را که به او دروغ گفته و به نام او عهد و پیمانی بسته و به آن وفا ننماید، در سراسر قلمرو و مملکت تعقیب نموده و به کیفر می­رساند.  در عوض، مهر به پیمانداران،  اسب­های تیزرو و فرزندان دلیر عطا می­کند. 

مهر، برخلاف تصور عموم، خدای خورشید نیست.  در اوستا، ایزد خورشید، ایزد جداگانه­ای است که نام جداگانه و یشت مخصوص به خود را دارد.  این امر در بند سیدهم مهر یشت تصریح شده است. 

آیین مهر را مهریان به هندوستان و از آنجا به ایران آوردند.  مهریان عقیده دارند که ایزد مهر از پس بلندترین شب سال (شب یلدا.  توجه داشته باشید که یلدا به معنای تولد است و معنای بلندترین شب سال را ندارد) درکوه البرز و از یک غار، پشت درخت سرو زاییده شده است.  همانند جرقه­ای که از برخورد دو سنگ به هم وجود می­آید.   

اولین نبرد مهر با خورشید انجام شد.  در این نبرد، بعد از چند بار زورآزمایی، خورشید قدرت  برتری هماورد خود را ستود و از یاران نزدیک مهر درآمد.  نبرد بعدی مهر، نبرد با گاو اهریمنی بود.

در مهرابه­های باقیمانده از دوان مهری­گری، نقش مهر را که در حال فروبردن خنجر بر گردن گاو است مشاهده می­نماییم.  در اساطیر آمده که گاوی به نام گاو اوکدت، از جانب اهریمن برای خوردن تمامی سبزه­های روز زمین و محو نمودن حیات به زمین فرستاده شده است.  مهر نیز از جانب خداوند برای نابود ساختن گاو زاییده شد.  مهر پس از پیدا نمودن گاو او را گرفته، بار اول رها نموده و بار دوم بر پشت گاو جسته و خنجری را بر گردن گاو فرو می­آورد.  از خون ریخته شده گاو بر زمین، هزاران گیاه دارویی و سودمند بوجود آمده و زمین را پر از سرسبزی و زندگی می­کند.

آنگاه مهر با پیروان خود بزمی را ترتیب داده سپس سوار بر ارابه خود که چهار اسب آن را می­کشند شده و عروج آسمانی خود را از سمت شرق به سمت غرب انجام می­دهد.  تا زمانی که مجدداً برای از بین بردن اهریمن در آخرالمان به دنیا باز گردد.

در نقوش به جا مانده از  دوران مهری­گری، همراه مهر و گاو، دو مشعل­دار به نام­های کوتِس و کوتوپاتِس که بهتر است آنان را مهربان (نگهبانان مهر) بنامیم، در دو سوی میترا در حالی که مشعل­های فروزان در دست دارند، دیده می­شوند.  مهربان سمت چپ مهر، مشعل را بلند نموده (نشانه طلوع خورشید) و مهربان واقع در سمت راست، مشعل خود را پایین (غروب خورشید) گرفته است.  همچنین سگ و ماری به سمت محل زخم ایجاد شده در گردن گاو نشانه رفته­اند.  سگ، وظیفه پاسداری از انجام عملیات قربانی گاو را داشته و مار نیز نشانه زندگی بوده که به خون ریخته شده از گردن گاو، تقدس می­بخشد.  علامت جهانی پزشکی (اسکولاپ) که در آن دو مار در حالی که دور جامی خود را پیچیده و سر خود را به سمت دهانه جام برده­اند، برخلاف آنچه عنوان می­گردد، از همین فرهنگ مهر آمده است.  به واژه بیمار دقت فرمایید، کسی که مار زندگانی ندارد!

در همین نقش برجسته­ها عقربی وجود دارد که به سمت بیضه گاو حرکت نموده و سعی در نیش زدن آن دارد.  به گمان مهرشناسان، عقرب نماینده اهریمن است که وظیفه دارد قبل از آنکه خون گاو ریخته شود، آن را زهرآگین نموده تا از بوجود آمدن گیاهان دارویی جلوگیری نماید.  

آیین مهری، آیینی بسیار خشن و سخت بوده و مخصوص مردان می­باشد.  در این آیین زنان حق ورود را نداشتند.  

مظهر مهر را خورشید و در برخی از اسناد بدست آمده ستاره می­دانستند.  و به نشانه وی آتش می­افروختند.

 نوچه­های مهری باید هفت مرحله طاقت­فرسا را طی کرده تا به بالاترین درجه مهری برسند.  این هفت مرحله عبارت است از:

1- کلاغ : کلاغ پیام­آور بود و از جهان بالا پیام می­آورد. (کلاغ خوش خبر!)

2- نامزد (رازدار) در این مرحله، خاموش ماندن (سکوت کردن) و چله نشستن توسط نوچه تمرین می­شد.  او نباید در انظار ظاهر شده و یا حرفی از او شنیده می­شد.  در این مرحله نامزدان (رازداران) با پوشانیدن دهان خود، ورود به این مرحله را نشان می­دادند. این رسم بعدها به صورت بلند کردن موی سبیل به طوریکه دهان را بپوشاند رایج شد.

3- سرباز: پس از پایان دوره رازداری، مهریان طی جشنی، ضمن غسل دادن نوچه، ورود او را به جرگه سربازی جشن می­گرفتند.  در این زمان، تاجی را به سرباز به تقدیم می­نمودندکه وی از پذیرش آن امتناع کرده و می­گوید، قفط مهر تاج سر من است.  بعد از آن شمشیری را به کمر وی می­بستند.  رسمی که عین آن هنگام شوالیه شدن رعایت می­گردید (آیا شوالیه­ها مهر پرست نبودند؟)

4- شیر : در این مرحله که جزء مراحل عالی مهری­گری تلقی می­شود، مرد جنگی را آزمایش می­نمودند تا میزان توانایی وی را برای شیر شدن بسنجند.  در این مرحله، نوچه باید مانند شیر که نیرومندترین جانوران است،  زورمندترین همردیفانش باشد.  ضرب­المثل فلانی برای ما شیر شده، از همین جا آمده است.  یعقوب لیث (لیث = شیر) به این پایه رسیده بود.

5- پارسی : در این مرحله، که بیشتر تعالی معنوی نوچه مورد نظر است، نوچه به پاک و مطهر شده و به اصطلاح به نژاد اصیل (پارسی) و پرهیزگاری می­رسید.  در این مرحله به نوچه شنل و کلاه ارغوانی­رنگ (رنگ مخصوص مهر) میترا را می­پوشاندند.

6- مهر پویا (پیک خورشید) : یکی از تعالی­ترین درجه آیین مهر است که در این مرحله، نوچه هم­پایه با خورشید می­گردید.

7- پدر : این مرحله، آخرین مرحله آیین مهر است.  نوچه رسیده به این مرحله در حکم اجرا کننده احکام این آیین قرار دارد. این واژه در گویش­های لری و سمنانی به پیر بدل شد.  هنوز این واژه در فرهنگ ما ایرانیان، به عنوان نمادی از وارستگی و تجربه و پیراستگی مطرح می­شود.  پیر مغان، پیر دیر.

برگزاری مراسم و آیین مهر در غارهای تاریک و یا در جاهایی­که پایین­تر از سطح زمین قرار دارد انجام می­شد که به آن مهرابه (آبه یعنی پایین.  سرداب به زیرزمین که سرد باشد اطلاق می­گردد) می­گویند.  در این مراسم، مهریان پس از انجام مناسک مذهبی خود و قربانی گاو و غسل نمودن، به نشانه خون گاو، می خورده و به نشانه گیاهان و گندم روییده شده از آن، نان می­خوردند.

نمایش گاوبازی توسط ماتادورها نیز یادگار مراسم قربانی نمودن گاو اهریمنی توسط میترا می­باشد.

این آیین که بعدها و در زمان اشکانیان از ایران به روم رفته و در سراسر اروپا گسترش یافت، با دین عیسوی درآمیخت به طوریکه مشابهت­های فراوانی را با این کیش دارد که نمونه­هایی را از آن به اختصار بیان می­نمایم:

1- در تقویم گریگوری که بنا بر نظر دانشمندان و مورخان مسیحی، به دلیل اشتباهی که در شمارش روزها در زمان کنستانتین روی داد، تغییراتی در تقویم بوجود آمد.  شب تولد حضرت عیسی با اندک زمانی (4 روز) با تولد مهر (شب یلدا) فاصله دارد.  هنوز هم برخی از فرقه­های مسیحیت شب تولد حضرت عیسی را در شب یلدا جشن می­گیرند.

2- روزهای مسیحیان، همگی از نشانه­های آیین مهر می­باشد.  Saturday به معنای روز ستاره (Star Day)، Sunday به معنای روز خورشید،Monday همان روز ماه (Moon Day) می­باشد.  Thursday روز تندر (Thunder Day) است و Friday، روز آتش (Fire Day)!  مقدس­ترین روز هم روز خورشید (یکشنبه می­باشد.

3- در شب کریسمس، (شب یلدا؟)  مسیحیان درخت کاجی را تزیین نموده و بر بالای آن ستاره می­گذارند.  زایش و تولد مهر را مرور فرمایید.

4- بابا نوئل مسیحیان نیز شنل ارغوانی و کلاه ارغوانی رنگ را به سر بسته و با ارابه­ای که چهار گوزن (اسب) آن را می­کشد، از هم کیشانش پاسداری و به آنها برکت می­دهد.

5- مراسم عشای ربانی (شام آخر) و عروج حضرت عیسی نیز در توسط مهر بعد از قربانی نمودن گاو اهریمنی انجام گردیده.

6- چه کسانی نوید دهنده تولد حضرت عیسی هستند؟ سه مغ که با راهنمایی ستاره (نشانه مهر) به محل تولد وی آمده­اند (به یاد داشته باشید مغ، برخلاف نظر عامه به معنای موبد مهری است نه روحانی زرتشتی).

7- مراسم انتخاب پاپ (پدر، آخرین مرحله آیین مهر) نیز کاملاً شبیه تشرف نوچه به مرحله پدر می­باشد.

8- حضرت عیسی در عشای ربانی فرمود از این شراب بخورید که خون من است و این نان را میل کنید که جسم من است.

 

نام مهر بارها در ادبیات ما آمده است.  حافظ، مولوی، خیام، هاتف اصفهانی و سایرین بارها نشانه­ها و مراسم معنوی آن را دستمایه استعارات اشعار خود نمودند.  حضرت حافظ می­فرماید :

یاد باد آنکه نهانت نظری با ما بود                        مهره مهر تو بر چهره ما پیدا بود

 

و چکامه­ای زیبا از هاتف اصفهانی :

              دوش از شور عشق و جذبه شوق            هر طرف می­شتافتم حیران

              آخر کار شوق دیدارم                         سوی دیر مغان کشید عنان

چشم بد دور، خلوتی دیدم                    روشن از نور حق، نه از نیران

هر طرف دیدم آتشی کان شب             دید در طور موسی عمران

پیری در آنجا به آتش افروزی              به ادب گرد پیر، مغ­بچگان

همه سیمین عذار و گل رخسار             همه شیرین لبان و تنگ دهان

چنگ و عود و دف و نی و بربط          شمع و نقل و می و گل و ریحان

ساقی ماه روی و مشکین موی             مطرب بذله­گوی و خوش الحان

مغ و مغ­زاده، موبد و دستور                خدمتش را تمام بسته به میان

من شرمنده از مسلمانی                      شدم آنجا به گوشه­ای پنهان

پیر پرسید : کیست این؟ گفتند           عاشقی بی­قرار و سرگردان

گفت جامی دهیدش از می ناب           گرچه ناخوانده باشد این مهمان

ساقی آتش پرست و آتش دست          ریخت در ساغر آتش سوزان

چون کشیدم نه عقل ماند و نه دین         سوخت هم کفر از آن و هم ایمان

مست افتادم و در آن مستی                 به زبانی که شرح آن نتوان

این سخن شنیدم از اعضا                    همه حتی الورید و الشریان

                  که یکی هست و هیچ نیست جز او

                          وحدهُ لا اله الا هو

 

و در آخر، این نیایش را از مهرنیایش با هم می­خوانیم:

بشود که مهر برای یاری ما آید

بشود که مهر که برای به­کامی ما آید

بشود که مهر برای شادمانی ما آید

بشود که مهر برای آسودگی ما آید

بشود که مهر برای آمرزش ما آید

بشود که مهر برای تندرستی ما آید

بشود که مهر برای نیرومندی ما آید

بشود که مهر برای پاکی ما آید.

 

منابع :   اوستا گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه

          بغ مهر نوشته مرحوم مهندس احمد حامی

          گاه شماری و جشن­های ایران باستان نوشته هاشم رضی

          دین مهری نوشته فرانتس کومن، ترجمه احمد آجودانی

          جستار درباره مهر و ناهید نوشته دکتر محمد مقدم

          آیین پر رمز و راز میترایی نوشته هاشم رضی


 
comment نظرات ()