با درود،
جشن ها و مراسم منتسب به ماه اسفند، برخلاف جشنه ای سایر ماهه ای سال که بر پایه تغییر و تحول طبیعت برگزار میشوند، ماهیتی فرا دنیوی دارند. مراسم خانه تکانی، سفره هفت سین، مراسم آشتی با نزدیکان، تهیه لباس و جامه جدید، چهارشنبه سوری و رفتن به مزار نزدیکان از دست رفته در پنجشنبه آخر سال، همگی به منظور پاسداشت ارزش های آرمانی ایرانیان و یادبود درگذشتگان آنان میباشد.
ایرانیان باستان به حیات ابدی اعتقاد داشتند. به نظر آنان، مرگ پایان زندگی نبوده، بلکه دریچه ای برای تولد دوباره آنان محسوب میشود. انسان پس از مرگ به عالم مینوی کوچ نموده و تا روز رستاخیز در آن عالم به سر خواهد برد. البته در تمام این مدت، نگران زندگی بازماندگان خود بوده و دعای خیر وی، هماره نوازشگر فرزندان و نسل های بعدی او خواهد بود. (جالب اینجا است که تنها ملت مسلمانی که اعتقاد راسخ به این امر داشته و به همین سبب، به مناسبت های گوناگون برای قدردانی و ابراز سپاس از توجه در گذشتگان خود، طلب آمرزش نموده، برای آنها خیرات و صدقه میدهند، ایرانیان میباشند که این عمل به یادگار از فرهنگ پدران و مادران باستانی ما به ارث رسیده است).
بنا به باور اجداد باستانی ما، روان درگذشتگان هر خانواده همه ساله به مدت 10 یا 20 روز از عالم اخروی به عالم دنیوی، نزد نزدیکان و خویشان و خانواده خویش باز میگردند تا از اوضاع و احوال، طرز زندگی و رفتار آنان آگاهی یابند. به این دلیل است که همه ساله خانواده های ایرانی با برپایی مراسم خانه تکانی، خانه و کاشانه خود را به طور کامل تمیز و پاکیزه نموده و به اصطلاح چراغ خانه خود را تجدید مینمایند، لباس و جامه نو تهیه نموده، سعی در رفع کدورت ها نموده و سفره هفت سین (که هر عنصری از آن نماد یکی از امشاسپندان میباشد) را میچینند تا روان نزدیکان خود، خانواده خود را غرق در شادی، تمیزی، زیبایی و سلامتی و دارنده سفره پابرجا ببینند.
بدین منظور، ایرانیان در یک شب معین (که بعد از حمله اعراب به ایران به نام چهارشنبه سوری شهرت یافت)، بر بام یا حیاط خانه خود آتشی را روشن مینمودند تا شاید این آتش، راهنمایی برای هدایت روان عزیز از دست رفته باشد، و بدین روی راه منزل خود را بازشناسد.
بعد از حمله اعراب به ایران که رفته رفته فرهنگ ایرانی با فرهنگ عربی در هم آمیخت، ایرانیان برای حفظ سنن خود (که با آمیزه های زرتشتی همراه بود)، از نحس بودن چهارشنبه ها در نزد اعراب استفاده نموده و این مراسم را به بهانه رفع نحسی روز چهارشنبه آخر سال اجرا میکنند.
همانطوریکه استحضار دارند، آتش نه تنها نزد ایرانیان، بلکه نزد بسیاری از اقوام سرزمین های دیگر، مظهر پاکی و قدرت بوده و میباشد. ایرانیان آتش را به چند دلیل مقدس دانسته و آن را ارج می نهادند (ایرانیان هیچگاه آتش پرست نبودند!)
- آدمی باید مانند آتش، فروزان، درخشان و گرمی بخش به دیگران باشد.
- همانند شعله آتش که هر ناپاکی را میسوزاند اما خود آلوده نمیشود، انسان نیز باید سعی در رفع گناه ها و صفات بد خود بنماید.
- همانطوریکه شعله های آتش همواره رو به بالا حرکت میکنند، انسان نیز باید سعی در ترقی و پیشرفت و تعالی به مراتب بالا باشد.
- همانطوریکه آتش روشن کننده و برطرف کننده تاریکی میباشد، انسان نیز باید در برطرف نمودن جهل و تاریکی ضمیر خود کوشا باشد.
- همانند آتش ضمیری درخشان و پاک داشته و سرچشمه زندگی باشد.
مراسم چهارشنبه سوری، با جمع آوری بوته های خشک توسط مردان خانواده آغاز می گردید. سپس بوته های جمع آوری شده در محلی تلمبار و توسط کلیه اعضای خانواده (به نشانه اتحاد، یکدلی و همبستگی) به آتش کشیده میشد. آنگاه اعضای خانواده حلقه ای دور آتش تشکیل داده دست های یکدیگر را گرفته و به نیایش و شادمانی مشغول می شدند. کودکان نیز با بازی در اطراف آتش و انداختن میوه ها و دانه های معطر به داخل آتش (مانند اسپند) هم از صدای سوختن و جرقه ناشی از آتش گرفتن آنها لذت برده و هم باعث عطرآگین شدن فضا میشدند.
بر خلاف باور امروزه، ایرانیان هیچگاه با بکارگیری الفاظ توهین آمیزی چون سرخی تو از من، زردی من از تو و پریدن از روی آتش، به آتش بی احترامی نمیکردند. برخی ها بر این باورند که این الفاظ را مهاجران عرب برای از بین بردن تقدس آتش نزد ایرانیان به کار گرفته می شده است،
کلیه مراسمی هم که در این روز برگزار میگردد، همگی زنده کننده باور ایرانیان به بازگشت روان درگذشتگان خود میباشد : فردی که خود را زیر پوششی پنهان نموده و با مراجعه به منازل با قاشق به جامی آهنین می کوبد و طلب خشکبار مینماید، در حقیقت روان درگذشته ای است که به خانه خود بازگشته و اهالی منزل به پاس این بازگشت از روزی خود به آنها تعارف مینمایند (مراسم قاشق زنی). یا نیت کردن و تفاعل به حافظ، فالگوش ایستادن در کنج دیوار منزل، نیت کردن و تفسیر آن با اولین جمله ای که از دهان اهل آن خانه برآید، همگی نشانگر پند و اندرز و خبر از آینده ایست که روان بازآمده به خانه برای اهل آن به ارمغان میآورد.
نظرات ()