تمدن فراموش شده

 
چهارشنبه سوری و مناسبت های منتسب به آن
نویسنده : مانلی مجد - ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢۳
 

با درود،

جشن­ ها و مراسم منتسب به ماه اسفند، برخلاف جشن­ه ای سایر ماه­ه ای سال که بر پایه تغییر و تحول طبیعت برگزار می­شوند، ماهیتی فرا دنیوی دارند.  مراسم خانه تکانی، سفره هفت سین، مراسم آشتی با نزدیکان، تهیه لباس و جامه جدید، چهارشنبه سوری و رفتن به مزار نزدیکان از دست رفته در پنجشنبه آخر سال، همگی به منظور پاسداشت ارزش­ های آرمانی ایرانیان و یادبود درگذشتگان آنان می­باشد.

   ایرانیان باستان به حیات ابدی اعتقاد داشتند.  به نظر آنان، مرگ پایان زندگی نبوده، بلکه دریچه­ ای برای تولد دوباره آنان محسوب می­شود.  انسان پس از مرگ به عالم مینوی کوچ نموده و تا روز رستاخیز در آن عالم به سر خواهد برد.  البته در تمام این مدت، نگران زندگی بازماندگان خود بوده و دعای خیر وی، هماره نوازش­گر    فرزندان و نسل­ های بعدی او خواهد بود. (جالب اینجا است که تنها ملت مسلمانی که اعتقاد راسخ به این امر داشته و به همین سبب، به مناسبت­ های گوناگون برای قدردانی و ابراز سپاس از توجه در گذشتگان خود، طلب آمرزش نموده، برای آنها خیرات و صدقه می­دهند، ایرانیان می­باشند که این عمل به یادگار از فرهنگ پدران و مادران باستانی ما به ارث رسیده است).

   بنا به باور اجداد باستانی ما، روان درگذشتگان هر خانواده همه ساله به مدت 10 یا 20 روز از عالم اخروی به عالم دنیوی، نزد نزدیکان و خویشان و خانواده خویش باز می­گردند تا از اوضاع و احوال، طرز زندگی و رفتار آنان آگاهی یابند.  به این دلیل است که همه­ ساله خانواده ­های ایرانی با برپایی مراسم خانه­ تکانی، خانه و کاشانه خود را به طور کامل تمیز و پاکیزه نموده و به اصطلاح چراغ خانه خود را تجدید می­نمایند، لباس و جامه نو تهیه نموده، سعی در رفع کدورت­ ها نموده و سفره هفت سین (که هر عنصری از آن نماد یکی از امشاسپندان می­باشد) را می­چینند تا روان نزدیکان خود، خانواده خود را غرق در شادی، تمیزی، زیبایی و سلامتی و دارنده سفره پابرجا ببینند.

   بدین منظور، ایرانیان در یک شب معین (که بعد از حمله اعراب به ایران به نام چهارشنبه سوری شهرت یافت)، بر بام یا حیاط خانه خود آتشی را روشن می­نمودند تا شاید این آتش، راهنمایی برای هدایت روان عزیز از دست رفته باشد، و بدین روی راه منزل خود را بازشناسد. 

   بعد از حمله اعراب به ایران که رفته رفته فرهنگ ایرانی با فرهنگ عربی در هم آمیخت، ایرانیان برای حفظ سنن خود (که با آمیزه­ های زرتشتی همراه بود)، از نحس بودن چهارشنبه ها در نزد اعراب استفاده نموده و این مراسم  را به بهانه رفع نحسی روز چهارشنبه آخر سال اجرا می­کنند. 

   همانطوریکه استحضار دارند، آتش نه تنها نزد ایرانیان، بلکه نزد بسیاری از اقوام سرزمین­ های دیگر، مظهر پاکی و قدرت بوده و می­باشد.  ایرانیان آتش را به چند دلیل مقدس دانسته و آن را ارج می ­نهادند (ایرانیان هیچ­گاه آتش پرست نبودند!)

-          آدمی باید مانند آتش، فروزان، درخشان و گرمی بخش به دیگران باشد.

-         همانند شعله آتش که هر ناپاکی را می­سوزاند اما خود آلوده نمی­شود، انسان نیز باید سعی در رفع گناه­ ها و صفات بد خود بنماید.

-         همانطوریکه شعله­ های آتش همواره رو به بالا حرکت می­کنند، انسان نیز باید سعی در ترقی و پیشرفت و تعالی به مراتب بالا باشد.

-         همانطوریکه آتش روشن کننده و برطرف کننده تاریکی می­باشد، انسان نیز باید در برطرف نمودن جهل و تاریکی ضمیر خود کوشا باشد.

-         همانند آتش ضمیری درخشان و پاک داشته و سرچشمه زندگی باشد.

 

   مراسم چهارشنبه سوری، با جمع­ آوری بوته­ های خشک توسط مردان خانواده آغاز می­ گردید.  سپس بوته­ های جمع­ آوری شده در محلی تلمبار و توسط کلیه اعضای خانواده (به نشانه اتحاد، یکدلی و همبستگی) به آتش کشیده می­شد.  آنگاه اعضای خانواده حلقه­ ای دور آتش تشکیل داده دست­ های یکدیگر را گرفته و به نیایش و شادمانی مشغول می شدند. کودکان نیز با بازی در اطراف آتش و انداختن میوه­ ها و دانه­ های معطر به داخل آتش (مانند اسپند) هم از صدای سوختن و جرقه ناشی از آتش گرفتن آنها لذت برده و هم باعث عطرآگین شدن فضا می­شدند.

   بر خلاف باور امروزه، ایرانیان هیچ­گاه با بکارگیری الفاظ توهین­ آمیزی چون سرخی تو از من، زردی من از تو و پریدن از روی آتش، به آتش بی احترامی نمی­کردند.  برخی­ ها بر این باورند که این الفاظ را مهاجران عرب برای از بین بردن تقدس آتش نزد ایرانیان به کار گرفته می­ شده است،

   کلیه مراسمی هم که در این روز برگزار می­گردد، همگی زنده­ کننده باور ایرانیان به بازگشت روان درگذشتگان خود می­باشد : فردی که خود را زیر پوششی پنهان نموده و با مراجعه به منازل با قاشق به جامی آهنین می­ کوبد و طلب خشکبار می­نماید، در حقیقت روان درگذشته­ ای است که به خانه خود بازگشته و اهالی منزل به پاس این بازگشت از روزی خود به آنها تعارف می­نمایند (مراسم قاشق ­زنی).  یا نیت کردن و تفاعل به حافظ، فال­گوش ایستادن در کنج دیوار منزل، نیت کردن و تفسیر آن با اولین جمله ­ای که از دهان اهل آن خانه برآید، همگی نشان­گر پند و اندرز و خبر از آینده­ ایست که روان بازآمده به خانه برای اهل آن به ارمغان می­آورد.


 
comment نظرات ()