بنا بر تقویم ایرانی و زرتشتی، نوزدهمین روز از هر ماه به نام فروهر نامیده شده و تقارن نام روز با نام ماه فروردین نیز جشن فروردینگان نامیده می شود.
ایرانیان باستان، جزو اولین و قدیمی ترین اقوامی بودند که جوهر انسان را الهی می دانستند. بسیار جالب است که بدانیم اولین قومی که به تعبیر قرآن مجید، انسان را به واسطه دمیده شدن نفس خداوند، به بالاترین مرتبه و یا به تعبیر مسلمین ً اشرف مخلوقات ً نامید، ایرانیان بودند. آنهم نه در ١۴٠٠ سال پیش، بلکه در ۶٠٠٠ سال قبل از میلاد مسیح!
فرَوَهر و یا فرَوَشی همان نیروی پشتیبان ونگهبان آدمی است. نیرویی که از ذات مقدس پروردگار ناشی شده و در آخر نیز به سوی او باز میگردد. این نیرو در مرتبه ای بالاتراز روان (روح) انسان قرار گرفته و پس از مرگ، جواب گوی اعمال، رفتار وکردار آدمی نزد پروردگار خواهد بود.
به موجب اوستا، انسان از پنج نیروی مینوی به وجود آمده است. نیروهای یاد شده در ارزش ومقام همپایه نمی باشند. بعضی از آنها با مرگ از بین رفته و برخی دیگر فنا ناپذیر می باشند.
نخستین آن اَهو (در اوستا) و اَخو (در پهلوی و فارسی)می باشد. این نیرو همان جان و زندگی است که نیروی جنبش و حرکت را موجب می شود. کار آن نظارت و تنظیم حرکات تن می باشد. با مرگ، این نیرو از بین می رود.
دوم، دَئِنا نام دارد که می توان آن را به وجدان ترجمه کرد. دئنا یا دین برخلاف نیروی نخست، آغاز وپایانی ندارد. با مرگ جسم از بین نرفته بلکه باقی و جاودانه می باشد. این موهبتی است که پروردگار در وجود آدمی قرار داده تا به اعمال وکردار انسان نظارت نماید. فرد را به خوبی و نیکی برانگیخته واز بدی و زشتی باز می دارد. گناه و بزه آن را آلوده نکرده و پس از مرگ به عالم مینوی بر می گردد. هرگاه از آن انسان نیکوکاری باشد، بر پل چینوَت (پل صراط) به صورت دوشیزه ای زیبا و پانزده ساله بر وی نمایان شده و اگر از آن فردی گناه کار باشد، به شکل زن دوزخی بسیار زشتی بر وی ظاهر می شود.
نیروی سوم، بَئوذا (بوی در فارسی) نام دارد . این نیرو اداره کننده ممیزه آدمی است وانسان را به انجام عمل نیک تشویق می کند. در بندهش و اوستا با روان به یک جا یاد می شود. بنا بر باور زرتشتیان، روان و بوی فرد را درباره اعمال ورفتار دنیوی مورد بازخواست قرار می دهند.
نیروی چهارم، اوروَن یا روان نام دارد. روان در مقابل اعمال و کردار انسان مسئول است. روان باید به کمک نیروی سوم (بوی) در زندگی راه نیک را برگزیده و از بدی دوری گزیند. در جهان پسین، این نیرو است که مورد مواخذه و بازخواست قرار می گیرد و بسته به عمل نیک یا بد انسان جزا می بیند.
نیروی پنجم، همان فروهر یا فروشی است. همانگونه که عنوان گردید این نیرو، نگهبان، محافظ، پاسبان و پشتیبان آدمی می باشد. مسئولیت این نیرو در مقابل اعمال ورفتار انسان کمتر از روان است. اگر فروهر از مردی نیک و پارسا باشد پس از مرگ تن به جهان مینوی کوچ کرده و اگر از آن مردی بدکار باشد، مدتی در برزخ در معیت روان باقی مانده تا از آلودگی پاک گردد و سپس به عالم مینو کوچ می کند.
بسیار مشکل است که بتوان با توجه به ادبیات امروزی ما، تفاوتی را بین روان و فروهر قایل شد. فروهر را شاید بتوان تحت عنوان مرتبه ای عالی تر از روان نامید که همواره زلال بوده و هیچ ناپاکی به آن راه ندارد. فروهر نیرویی است که نه فقط به انسان تعلق دارد، بلکه در همه آفرینش خداوند دیده می شود. گل، گیاه، جانوران، اجرام آسمانی، صخره و سایر جمادات سودمند و سراسر آفرینش نیک از وجود این نیرو بهره می گیرند. مگر نه این است که این جهان، آوردگاه تقابل خیر و شر است؟ مگر نه این است که آفریده های نیک این جهان به منظور مقابله با اهریمن و اهریمن صفتان آفریده شده اند؟ پس تمامی اینان باید نشان و جلوه ای از منشاء خیر و ذات مقدس پروردگار را داشته باشند. آری چنین است نظر ایرانیان. دنیا فقط مال ما انسان ها نیست!
چون نوبت زندگی یا وجود هر چیزی از آفریده خداوند به پایان رسد، فروهر او دوباره نزد پروردگار (مبداء خود) باز می گردد. به عبارتی پروردگار همان فروهر کل است. هنگامی که مرگ در انسان فرا می رسد، هر یک از اجزاء چهار گانه سرنوشت مربوط به خود را طی کرده و تنها فروهر است که به مبداء خود باز می گردد.
به موجب اندیشه های آریایی ایرانی، مرگ بر اثر عمل وپیروزی اهریمن بوجود می آید. به هنگام تولد، 5 نیروی یاد شده به هم می آمیزند اما به هنگام مرگ، تن به خاک باز میگردد، جان به باد می رود، دین (وجدان) به خورشید عروج پیدا کرده و روان هر گاه از آن فردی نیک باشد با فروهر به جهان مینوی رفته و اگر از آن مردی گناهکار باشد، در عالم برزخ تصفیه شده و بعد رهسپار عالم مینوی خواهد شد.
اهورا مزدا در اوستا به زرتشت چنین می گوید : تو را آگاه می کنم که فرَوَشیان تا چه اندازه مقدس و نیرومندند، چون آنها همیشه در خیر و نیکی و گسترش آن در زمین پشتیبان من بودند. از نیروی آنها است که آسمان در بالا و زمین در پایین قرار گرفته است. و این چنین فروغ و روشنایی گسترش می یابد. از پرتو انوار آنان است که این نظام جهانی را برقرار نمودم، زمین را آفریدم، زمینی که رودهای پر آب در آن جاری است، دریاهای فراخ واقع شده، نباتات و گیاهان روییده، بیشه زارها به وجود آمده که در آن گله های ستوران چرا می کنند. از پرتو آن انوار مقدسه است که نطفه در رحم مادران نقش بسته و بدل به کودکانی زیبا می شود. از پرتو آن انوار است که انسان های نیک و جانداران سودمند در بسیط زیمن پیدا شده و باقی مانده اند چون هر آیینه آنها نمی بودند، نیروی اهریمنی آفریده های نیک را تباه می کرد.
بلی، این چنین جایگاه انسان به عنوان دارنده قوای فروهر و یا فروشی نزد ایرانیان ارزشمند و والا شناخته می شود.
با توجه به توضیحات داده شده چنین می توان گفت که فروهر نیرویی است که پروردگار (اهورا مزدا) برای نگهداری آفریدگان نیک ایزدی از آسمان فرو فرستاده و نیروی است که سراسر آفرینش از پرتو نیک آن پایدار است. پیش از آنکه اهورا مزدا جهان خاکی را بیافریند، فروهر هر یک از آفریدگان نیک این گیتی را در جهان مینوی آفریده و هر یک را به نوبت برای نگهداری آفریده خود به جهان خاکی فرو می فرستد. پس از مرگ آن آفریده فروهر وی مجدداً به سوی آسمان رهسپار شده و به همان پاکی و ازلی باقی می ماند. اما هیچ گاه فرد و بستگان وی را فراموش نمی کند و سالی یک بار به دیدن خانواده خود به زمین باز می گردد واین زمان در پنجه آخر یا ایام نوروز است (به مقاله جشن چهارشنبه سوری مراجعه فرمایید).
ماه اول ما ایرانیان نیز به افتخار این نیرو، فروردین نامیده شده است. در اوستا نیز یشتی (ستایشی) تحت عنوان فروردین یشت وجود دارد که فروهرها و نیرومندیشان در آن توصیف شده اند. با هم فرازایی از این یشت زیبا را مرور می کنیم :
ًاز پرتو آنان (فروهرها) است که خورشید به راه خود بر می گردد، ماه به راه خود بر می گردد، ستارگان به راه خود ره سپارند. ً
ً از پرتو آنان است که آب صاف روان و باد خوش وزان و ابرها باران زا و گیاهان با طراوتند. زنان آبستن دردشان تخفیف یافته و به سلامت بچه به دنیا می آورند. ً
ً فروهرها هستند که در میدان های جنگ به پیکارگران یاری می رسانند. ً
ً وظیفه مردمان است تا در دوران زندگی همواره از فروهران تیمارداری و مراقبت نمایند. ً
ً فروهران همواره مترصدند تا به کمک کسانی که آنها را ه یاری می طلبند، بشتابند. ً
ً جایگاه فروهران در آسمان است. مترصدند تا از سوی نیکان و آنانی که خوب بستایندشان طلب شوند. آنگاه از فراز آسمان با سرعت نور به زمین آمده و صفوف مرتب و انبوه دشمن را در هم شکنند و پیروزی را بهره شان سازند. ً
ً هنگامی که ایرانیان بر ضد تورانیان می جنگیدند، از فروهران گروهی انبوه با درفش های افراشته و سلاح های آخته به یاریشان شتافته و دشمن را شکست سختی دادند. ً
به موجب کتاب مینوی خرد، ستارگان بی شماری که در پهنه آسمان قرار داند، فروهرهای آفریده های خداوند هستند. هر ستاره نشان از یک فروهر دارد. این باور، بعدها در اقوام دیگر گسترش پیدا نموده به طوریکه شنیده ایم می گویند، هر گاه شهابی را در آسمان دیدی، بدان که کسی در این لحظه از دنیا رفته است!
در ادبیات ایرانی سه فَر وجود دارد. فر ایزدی، فر پادشاهی و فر ایرانی.
فر ایزدی، مختص پروردگار یکتا می باشد. فر کیانی یا پادشاهی، مختص پادشاهان نیکوکار می باشد. این فر از هوشنگ به تهمورث، بعد به جمشید، بعد به فریدون و سایر پادشاهان پیشدادی و کیانی رسید و با پایان یافتن پادشاهی کی گشتاسپ نزد خداوند باقی ماند تا در پایان این جهان به سوشیانس (عدالت پرور) رسیده و جهان را پر از عدل و داد و آرامش نماید. جالب اینجاست که فر پادشاهی از پادشاهانی که گناه مرتکب شده و یا کفر ورزیدند جدا شده (جمشید که خود را خدا خواند و دستور خوردن گوشت گاو را داد) اما هیچ وقت به پادشاهان غاصب و مستبد (ضحاک) نرسید.
فر ایرانی نیز مختص آزادمردان و نیک مردان پارسی است.
باز جالب است بدانیم، آن حلقه روشن و زرینی که در نقاشی های دوره رونسانس بر بالای سر فرشتگان و درگذشتگان مومن دیده می شود، همان فر پادشاهی ایرانیان است!
فروهر بعد از مرگ آدمی، ارتباطش را با این دنیا و بازماندگان و قطع نمی نماید. همواره مترصد و نگران فرزندان خود بوده و از آنان حمایت می کند. چه زیبا این تعبیر را ما ایرانیان بعد از سالیان سال حفظ نموده و با آن ارج می نهیم! می دانید تنها قوم مسلمان شیعه هستیم که اعتقاد داریم صدقه دادن به نام درگذشتگان باعث آرامش روان (فروهر) آنان می شود؟ چند بار شده که به مزار عزیز از دست رفته خود رفته و آنان را به عنوان گواه برای انجام تصمیم جدید خود گرفتید؟ سفره هفت سین، مراسم قاشق زنی در چهارشنبه سوری، مراسط سیزده بدر اینها همگی تلاش هوشمندانه پدران ما برای حفظ این آیین زیبا بوده است.
فروهرها 4 نوع وظیفه کلی در این جهان دارند، یاری دادن به هرمزد برای آفرینش مخلوقات نیک جهان، نگهداری و باروری مردمان، یاری دادن به سپاهیان خیر برای مقابله با دشمنان و دفاع و پاسبانی از خانه و گاشانه مخلوقات نیک صفتان.
علاوه بر اینها، به موجب یشت سیز دهم اوستا، 99999 تن از آنان از دریای فراخکرت (دریای گیهانی ایرانزمین) محافظت نموده، 99999 تن از آنان ستاره هفت اورنگ را نگهبانی می نمایند و 99999 تن از آنان از پیکر سام گرشاسب و گرزبردار تا زمان قیام مجدد او برای از بین بردن اهریمن (ضحاک) نگهداری نموده و 99999 تن از آنان از تخمه زرتشت سپیدمان محافظت نموده تا از آن سوشیانس بوجود آید و جهان را از بی عدالتی پاک نماید. این است مرتبه بالا و والا فروهر که بعدها به صورت نماد دین زرتشتی درآمد.
این نماد، هفت رمز نمادین را دارد.
1- پیر مرد : نشان کرامت و پختگی و عالم و دانشمند بودن است.
2- دعا کردن : دست راست گیر مرد به نشانه دعا بالا رفته و در حال ستایش خداوند است.
3- حلقه دوستی و پیمان: مرد پیر در دست چپ خود، حلقه پیمان مودت و دوستی را می فشارد. این حلقه بعدها به صورت حلقه ازدواج و نشانه پیمان دوستی و اتحاد بین زن و شوهر مبادله گردید! این که می گویند رگ دست چپ یکراست به قلب می رود، یاوه گویی بیش نیست.4- سه ردیف پر در دو بال گسترده شده در طرفین وی به نشانه کردار نیک، گفتار نیک و پندار نیک است که باید در زندگی آدمی گسترده شود.
5- حلقه میانی نماد : نشانگر متناهی بودن زندگی و چرخه زمان است.
6- دو رشته آویخته شده از دایره زمان : به نشانه سپنتا مینیو (سرشت نیک) و انگره مینیو (سرشت بد) است.
7- سه ردیف پر دم پایین نماد : بیانگر کردار بد، گفتار بد و اندیشه بد است که باید زیر پای آدمی قرار گیرد.
چه زیبا درس زندگی و نیک بختی به صورت یک نماد با شکوه به ایرانیان آموخته شده است!
جشن فروردگان، جشن نزول فروهر ها است. برخی نیزعقیده دارند که در چنین روزی فروهران پس از دیدار از خانواده خود واطمینان از برقراری دوستی، شادکامی ، محبت ، مهربانی و مهرورزی اعضای خانواده به سوی معبود خود باز می گردند.
آگاهی دارید که بنا بر باور زرتشتیان، به خاک سپردن مردگان به دلیل آلوده شدن خاک امری نکوهیده بوده، لذا در این روز (19 فروردین) ایرانیان به دشت و صحرا رفته و با این عمل فروهر عزیزان از دست داده خود را تا مسافتی بدرقه نموده و سپس به خانه خود برگشنته و به یاد آنها شمعی را می افروختند. برخی دیگر نیز در این روز به یاد هر عزیز فوت شده گلی را می کاشتند.
باور دارم که این رسم باشکوه بعد از حملهاعراب به جشن سیزده به در بدل گردیده است. می دانید، ایرانیان هیچ روزی را نحس نمی دانند. مگر می شود روزی که مزین به یکی از نام های ایزدان است منحوس باشد؟ عدد 13 در نزد اعراب نحس می باشد. نیاکان زیرک ما نیز این امر را بهانه نموده و مراسم بدرقه فروهرهای خود را در روز سیزدهم فروردین انجام میدادند و این سنت تا به امروز پایدار مانده است.
بیاییم افتخار کنیم که ایرانی هستیم و بنا بر آیین پدران خود، در نگهداری و حفظ فروهر وجود خود تلاش نماییم!
درود بر ایرانی و فروهران پاک پارسی
منابع : اوستا، گزارش جلیل دوستخواه
دانشنامه ایران باستان، تالیف هاشم رضی
گاه شماری وجشن های ایران باستان، تالیف هاشم رضی
هفت رمز نمادین فروهر، تالیف دکتر رحیم چاوش اکبری
نظرات ()