سالهاست که در هزارچم تاریخ سرزمین زیبایم گم شده ام. هر جا سرک می کشم، نشانی از بزرگی و سرافرازی می بینیم. افسوس که با گذشت زمان این شکوه کم رنگتر می شود.
وقتی پای گفتگوی برخی دوستان می نشینم و درباره فرهنگ سرزمین خود صحبت می کنم، از نبود نظر مشترک در این ارتباط و همچنین کم آگاهی موجود در افراد در این ارتباط، متعجب می شوم. راستی، ما را چه شده است؟ چرا به تمدنی که ممالک دیگر این دنیا با به نمایش گذاشتن ذره ای از یادگار به جا مانده از آن همچون تکه پارچه سوخته، سفال پخته شده لعاب دار و کتیبه های گلی آن در ویترین موزه های خود، به داشته های خود فخر می فروشند، چنین بی تفاوت می نگریم؟
فارغ از هر مرام سیاسی، عقیدتی، مذهبی و قومیتی که باشیم، همه ایرانی هستیم و باید به داشته هایمان، تاریخ و تمدن و فرهنگ مان (که دنیا از آن درس گرفته است) افتخار کنیم. می دانم برخی را عقیده بر آن است که چه فایده. به قول شاعر، از فضل پدر تو را چه حاصل؟ اما من اعتقاد دارم، اول باور پیدا کنیم که پدرمان فاضل بوده، بعد ارتباط آن را با فرزند پیدا خواهیم کرد.
ان وبلاگ را برای این بوجود آوردم. برای اینکه اول دل تشنه خود را سیراب از فرهنگ غنی سرزمین خود کنم و دوم آموخته های خود را با سایرین به اشتراک بگذارم. پس کمکم کنید!
قبل از شروع باید از بزرگانی که مستقیم یا غیر مستقیم، من رو مدیون آموختن نمودند سپاسگذاری کنم. ایتدا از آقای دکتر حمید پدرام که فتیله این عشق را روشن نمودند. بعد از بزرگانی که هیچوقت افتخار دستبوسی آنان را نداشته اما از دانش ارزشمند و یادگارهای گرانبهای آنها استفاده نمودم. شادروان استاد احمد تفضلی، شادروان استاد احمد حامی، بانو دکتر ژاله آموزگار، بانو دکتر کتایون مزداپور، سرور گرامی جناب آقای پور داوود، آقای دکتر فرهنگ مهر، آقای دکتر مقدم، جناب آقای هاشم رضی، استاد پیرنیا، جناب آقای دکتر پرویز رجبی، شادروان استاد عبدالعظیم رضایی، استاد دکتر میر جلال الدین کزازی و سایر بزرگانی که به دلیل ضعف حافظه، امکان درج نام پر افتخار آنان در این نوشته ممکن نشده....
و البته درود به روان پاک دانشمندان، اندیشمندان، بزرگان و پدید آورندگان فرهنگ غنی ایران و نگاهبانان آن از جمله حکیم ابوالقاسم فردوسی که بدون وجود آنها، این خرده افتخار نیز برایمان باقی نمانده بود.
بر ماست که این فرهنگ را حفظ و آن را اشاعه دهیم.
مشتاقانه چشم به راه نظرات و یاری شما هستم.
نظرات ()