تمدن فراموش شده

 
ایران سرزمین اسطوره ها
نویسنده : مانلی مجد - ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٦
 

ایران سرزمین تضادها و دوگانگی­ها است.  در گوشه­ای از این سرزمین، می­توان یکی از مرتفع­ترین رشته­کوه­های منطقه را دید و در گوشه­ای از آن زمین­های پست و همتراز با سطح دریاها.  بخشی از این سرزمین به داشتن گرمای کشنده 50 درجه سانتیگراد معروف شده و بخشی دیگر با سرمای 15 درجه زیر صفر.  در قسمتی بیابان­های خشک و سوزان را داریم و در قسمتی دیگر، جنگل­های سرسبز و شاداب.

این دوگانگی در فرهنگ و آداب مردم این سرزمین نیز نمود پیدا نموده است و باورها و اعتقادات باستانی آنها را متاثر ساخته است.  وجود دو نیروی خیر و شر!

در باور ایرانیان کهن، دنیا همانند یک بشقاب صاف گرد و هموار بود.  همه چیز ساکن و بی­ حرکت در جای خود قرار داشت.  آسمان همچون الماسی سخت، دور زمین قرار گرفته و ستارگان، خورشید، ماه و سیارات نیز همچون مرواریدهایی به آسمان چسبیده بودند.  همه چیز در آرامش کامل قرار داشت تا زمانی که اهریمن (شر) از وجود دنیا آگاه گردید. او آسمان را شکافت و وارد زمین شد.  در اثر حمله او، زمین شکاف خورد و کوه البرز سر برافراخت. ریشه­های این کوه در سرتاسر زمین پراکنده شده و از آن تمامی کوه­ها سر برافراشتند.  در میان زمین، کوه تیره که قله البرز است سر برافراشته و از این قله است که پل چینوَت (پل صراط) تا به عرش کشیده شده که روان درگذشتگان پس از مرگ باید برای ورود به بهشت یا جهنم از آن عبور کنند.  بر لبه این کوه نیز کوه اَرِزور که دروازه جهنم است، قرار دارد.  سپس اهریمن وارد دریا شد و آب پاک آن را آلوده و شور نمود.  بعد به آسمان برگشته و با شکافتن آن خارج شد.  بعد از این حمله بود که خورشید، ماه و ستارگان به حرکت درآمده و بامدادان از 180 روزنه­ای که در شرق آسمان قرار دارند وارد شده و شامگاهان از 180 روزنه دیگر واقع در غرب آسمان خارج می­شوند.

نوشتار یاد شده، خلاصه­ای است از داستان و افسانه آفرینش در باور ایرانیان.

ریشه اساطیر ایرانیان را باید در باورهای قوم هند و آریایی­ها جستجو نمود.  بعدها که این قوم واحد با اسکان یافتن در مناطق مختلف از هم جدا شدند، اساطیر آنان نیز از هم متمایز گردید.  تا جایی که برخی از خدایان هندوها در باور ایرانیان به نیروهای شر (دیو) بدل گشته و برخی از دیوان ایرانیان به خدایان هند.

 اساطیر ایران را می­توان در دو بخش از تاریخ این سرزمین جستجو نمود : قبل و بعد از ظهور زرتشت.

ایرانیان جزء اولین اقوامی بودند که به یکتا پرستی و وجود یک نیروی توانا و نیرومند که سرمنشاء آفرینش است،  روی آوردند.  توجه داشته باشید که پیشینه یکتا پرستی ایرانیان به حدود ده هزار سال قبل باز می­گردد.

اما همانند سایر تمدن­ها، اعتقاد به آفریننده یکتا باید تمثالی قابل هضم داشته باشد.

ایرانیان به تساوی و برابری اعتقاد داشتند.  از نظر آنان، توانایی و ناتوانی، راستی و دروغ، هستی و نیستی، کاملاً قابل تفکیک بوده  و به هیچ وجه نمی­توان آنها را باهم درآمیخت.  در نظر آنان، خداوندی که آفریننده روشنی، خیر و برکت و زیبایی است، نمی­تواند تاریکی، شر و زشتی را بیافریند.  درست مانند این است که شما نمی­توانید تهمت دروغ گفتن را به فردی که شهره به راستگویی است بپذیرید.  پس آفریننده توانا دنیا را با تمام زیبایی­هایش بوجود آورد و زشتی­ها و ناراستی­ها را باید به وجود دیگری منصوب نمود.  البته این امر به معنای وجود 2 نیروی آفریننده نیست. 

در آغاز جهان، زروان، خداوند زمان که بی­کران است، تصمیم می­گیرد تا باردار شده و فرمانروایی و پادشاهی جهان را به فرزند خود بسپرد.  از این تصمیم باردار می­شود.  بدین سان، نطفه هرمزد در رحم او منعقد می­گردد.   بعد از مدتی شک می­کند که مبادا نطفه­ای در او تشکیل نشده باشد.  از این شک، اهریمن پدید می­آید.  زروان این را فهمیده و با خود قرار می­گذارد تا پادشاهی این جهان را به اولین فرزندی که از بطن او خارج گردد، بسپرد.  اهریمن این را شنیده و از شکم زروان بیرون می­جهد.  زروان با دیدن روی سیاه، زشت و بد بوی او می­گوید تو کیستی؟  اهریمن پاسخ می­دهد، من فرزند تو هستم و تو باید بنا بر عهدی که با خود بستی، فرمانروایی جهان را به من واگذار نمایی.  زروان تعجب نموده و می­گوید، ولی فرزند من، سراسر نور و روشنایی بوده در حالی که تو، سیاه، زشت و بدبو هستی!  در این حال، هرمزد از رحم زروان خارج شده و خود را به پدر می­نمایاند!  زروان نیز موضوع را دریافته و به اهریمن می­گوید، من بنا بر پیمانی که با خود بسته­ام، فرمانروایی این جهان فانی را به تو خواهم داد، اما بدان که بعد از پایان آن، فرمانروایی ابدی با هرمزد و یاران او خواهد بود.

بسیار جالب و قابل تحسین است که در 10 هزار سال پیش، ایرانیان، منشا و سرآغاز انحراف و گناه را شک و تردید دانسته و دروغ را سلاح اصلی اهریمن برای رسیدن به اهداف فانی دنیوی معرفی نمودند. 

در باور ایرانیان، دروغ گناهی بسیار بزرگ و غیر قابل جبران بوده و آن را همتراز با بلایای آسمانی می­دانستند.  داریوش بزرگ، در سنگ نوشته­ای در تخت جمشید برای در امان ماندن از این آفت اهریمنی از اهورا مزدا یاری خواسته است : خداوند این سرزمین را از دشمن، خشک­سالی و از دروغ محفوظ دارد!

اسامی و تعداد اساطیر زمان قبل از ظهور زرتشت و بعد از آن تفاوت چندانی نکرده، فقط جایگاه و اهمیت آنها تغییر نموده است.  در حقیقت وجود ایزدان و ایزدبانوان در فرهنگ ایران، سابقه­ای بسیار قدیمی­تر از دین زرتشتی دارد. اما با ظهور زرتشت، تمامی این ایزدان، به یاری اهورامزدا آمده و وی را در آفرینش این جهان و یاری رساندن به رهروان راه راستی کمک می­کنند.  لذا، جستجو درباره اساطیز ایران، ناگزیر ما را به باورهای زرتشتی پیوند خواهد زد.

از نظر ایرانیان، هرمزد یا اهورا مزدا به عنوان آفریننده مطلق، جهان را آفرید.  او برای این کار شش وجود مینوی و ملکوتی تحت عنوان اَمشاسپَند به معنای جاودانان مقدس و نامیرا را بوجود آورد:

یکم، وُهومَنَه یا وُهومَن یا بهمن به معنای منش و اندیشه نیک می باشد.  این امشاسپند دست راست اهورامزدا قرار داشته و تقریباً نقش مشاور وی را بازی می­نماید. سرچشمه همه گفتارها و کردارهای نیک است این اندیشه نیک است که انسان را آگاه می سازد و رازهای جهان را آشکار می نماید از منش نیک است که انسان خدای خود را درست دریافته و آنچان که باید و شاید می شناسد و به او مهر می روزد. این امشاسپند سرپرست و حامی گله و ستوران و نگهدار و حراست کننده همه ى موجودات زنده به ویژه مردمان می باشد و این بهمن امشاسپند بود که اشو زرتشت را به همپرسی اهورامزدا می برد .  دیوانی که با وی جنگ و تقابل دارند عبارتند از اَیْشْمَه (خشم)، آز و بالاتر از همه، اَکومَن (اندیشه بد).

 

 

 

دوم ، اَشَه وَهیشْتَه یا اردى بهشت به معنای بهترین پارسائى یا بهترین پرهیزگاری یا بهترین قانون می باشد.  وی از زیباترین امشاسپندان می­باشد.  اشه قانون خدایی است و نظم زمین وآسمان از آن است راستی آن شاهراهی است که همه خواه ناخواه بر آن گام زنان به سوی رسایی و کمال و جاودانی و ابدیت می روند . راستی اصل آفرینش است و مردمان باید این اصل را دریابند و آن را گرامی و استوار نگاه دارند و در راه آن از یکدیگر سبقت جویند. این امشاسپند نگهبان و حامی آتش و دشمن سرسخت اهریمن و دیوان می باشد.  هماورد اصلی او، دیو ایْمنْدرَه (روح ارتداد) می­باشد.

 

 

 

سوم، خْشَتْرَه وَئیرْیَه یا شهریور به معنای بهترین شهریاری یا شهریاری خدایى می باشد و آن وضعی از جهان است که مردم از روی اندیشه نیک وخرد روشن خود برگزینند و با گفتار و کردار نیک دست به دست هم داده و دل به دل هم بسته و آن را به وجود آورند در عالم مینوى نشان قدرت ، سلطنت و شوکت خداوند و در جهان گیتایى حمایت کننده و نگهبان سنگ ها و فلزات می باشد .  دشمن اصلی او، سَوْرْوَه یا دیو حکومت بد، هرج و مرج و مستی است. 

چهارم، سْپِنْتَه آرمَئتى یا سپندارمذ یا اسفند به معنای آرامش درونی یا آرامش افزاینده یا آرامش مقدس می باشد.  او سمت چپ اهورا مزدا می­نشیند.  این امشاسپند روی زمین آشتی و آبادی وشادی را می افزاید و برای پیشرفت جهان بسى شایسته و بایسته است این امشاسپند مظهر فروتنی و تسلیم کامل در برابر خواسته ها و امیال اهورایى است و در جهان گیتایى سرپست و نگهبان و ایزدبانوی زمین می باشد.  دشمن او، تَرومیتی (گستاخی) و پریمیتی (کج اندیشی) می­باشد. 

پنجم، هَئُورْوَتات یا خرداد به معناى کمال و رسایى می باشد در شهریاری برگزیده ، در آرامش و آسایش ، در درست اندیشى و درست کارى تندرستى و توانای افزایش پیدا می کند . تن وروان پیش می روند و در خود کمی و کاستی را که در می یابند درو می کنند و بهتر و برتر می شوند و خود و جهان خود را به سوی رسایی و کمال می برند این امشاسپند مظهر کمال و و رسایی خدا است و در جهان گیتایى نگهبان و پرستار آب می باشد.  هماورد وی گرسنگی است. 

 

ششم، اَمِرِتات یا امرداد به معنای بى مرگی و جاودانگی می باشد. از کمال و رسایى حاصل شده جاودانگی و بی مرگی و ابدیت بدست می آید و کمال باید جاویدان باشد و گرنه کمال خوانده نمی شود پس رسایى و جاودانگی از آن پرتوهای خدایى است که ما را به خواست خود می رساند و این کمال جاودانه است که ما را به وصال خدا می رساند و در جهان گیتایى این امشاسپند نگهبان و پرستار گیاهان می باشد.  دشمن اصلی او، تشنگی می­باشد. 

این شش امشاسپند به همراه هرمزد، جهان گیتی را برای مبارزه با اهریمن بوجود آوردند.  مردمان نیز با پیروی از این موجودات مقدس، به سرمنزل سعادت خواهند رسید.

از شش امشاسپند یاد شده سه تن از آنان به نام­های بهمن، اردیبهشت و شهریور مذکر و سه تن دیگر به نام­های اسفند، خرداد و مرداد مونث هستند.  در باور ایرانیان، تساوی بین زن و مرد از اصول اولیه و اصلی ایدئولوژی آنها محسوب می­شده است.

در مرحله بعد، ایزدان یا فرشتگان پاک قرار دارند که هرکدام وظیفه حمایت و هدایت امور دنیوی و مینوی جهان را بر عهده دارند.  از جمله این ایزدان می­توان به تیشتر، مهر، آناهیتا، آبان، آذر، رپیثوین، زامیاد، گوش، وای (باد)، سروش، رشن و صدها ایزد دیگر را نام برد.

در نوشتاری دیگر بیشتر با ایزدان و اسطوره آفرینش خواهیم پرداخت.

 

 

منابع : بندهش- نوشته فرنبغ دادگی ترجمه مهرداد بهار

       شناخت اساطیر ایران نوشته جان هینلز ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی

      از اسطوره تا تاریخ - نوشته مهرداد بهار

       هفته نامه اشو زرتشت 


 
comment نظرات ()