در گاهشماری ایرانی، هر سال به 11 ماه سی روزه و یک ماه 35 روزه تقسیم شده است. از نظر ایرانیان باستان، هر روز از هر ماه متعلق به یکی از امشاسپندان و یا ایزدان بوده و آداب و مناسک خاصی را می طلبد. روزشمار ایرانیان، هفته را نداشته و اصولاً هفته از ابداعات سامی نژادها (اعراب) میباشد. اسامی روزهای هر ماه ایرانی به ترتیب از یک الی سی عبارت اند از : 1- هرمزد، 2- بهمن، 3- اردیبهشت، 4- شهریور، 5- سپندارمزد (اسفند)، 6- خرداد، 7- امرداد، 8- دی به آذر، 9- آذر، 10- آبان، 11- خور، 12- ماه، 13- تیر، 14- گوش، 15- دی به مهر، 16- مهر، 17- سروش، 18- رَشن، 19- فروردین، 20- بهرام، 21- رام، 22- باد، 23- دی به دین، 24- دین، 25- ارد، 26- اَشتاد، 27- آسمان، 28- زامیاد، 29- ماراسپند و 30- اَنیران.
برای بیان روز هم، واژه مخصوص آن روز را به همراه ماه آن میآوردند.
همانطوریکه ذکر گردید، تعداد روزهای هر ماه زرتشتی 30 روز میباشد. پس روز سی و یکم فروردین ماه تقویم خورشیدی برابر با هرمزد روز ماه اردیبهشت زرتشتی یا اول اردیبهشت میباشد. به همین ترتیب، روز چهارم ماه خرداد تقویم خورشیدی برابر روز ششم (خرداد روز) ماه خرداد زرتشتی میباشد. این اختلاف ناشی از 31 روزه بودن شش ماه اول سال در تقویم خورشیدی میباشد.
لذا تقارن خرداد روز را با ماه خرداد، خرداد گان نامیده وآن روز را جشن می گیرند.
خرداد در اوستا «هـَئوروَتات» و در پهلوی «خُردات» یا «هُردات» به معنی رسایی و کمال است که در گاتها یکی از فروزههای اهورا مزدا و در اوستای نو نام یکی از هفت امشاسپند و نماد رسایی اهورا مزدا است. خرداد، امشاسپند بانویی است که نگهداری از آبها در این جهان خویشکاری(وظیفه) اوست و کسان را در چیرگی بر تشنگی یاری میکند از این روی در سنت، به هنگام نوشیدن آب از او به نیکی یاد میشود. در گاتها، از خرداد و امرداد پیوسته در کنار یکدیگر یاد میشود و در اوستای نو نیز این دو امشاسپند، پاسدارنده آبها و گیاهان اند که به یاری مردمان میآیند و تشنگی و گرسنگی را شکست میدهند. در یسنا، هات ۴۷، آمدهاست که اهورامزدا رسایی خرداد و جاودانگی امرداد را به کسی خواهد بخشید که اندیشه و گفتار و کردارش برابر آیین راستی است. پیشکش این دو امشاسپند ثروت و رمه (چهار پایان) است، به گونه ای که این دو، نماینده ی آرمان های نیرومندی، سر چشمه ی زندگی و رویش هستند.
هماوردان خاص آن ها، دیوان «گرسنگی» و «تشنگی»اند و همکاران خرداد نیز، ایزد «تیشتر» و «باد» و «فروهر پرهیزکاران» هستند.
در باور ایرانیان، خرداد در هنگام حمله ی اهریمن، آب را به یاری فروهرها می ستاند، به باد می سپارد و باد آن را با شتاب به سوی کشورها می برد و به وسیله ی ابر می باراند.
در بُـندهشن (= بـُن دهیشنَ = آغاز آفرینش)، یکی از کتاب های پهلوی که بر اساس ترجمه ها و تفسیرهای اوستا تدوین یافته و در بردارنده ی اسطوره های مربوط به آفرینش، تاریخ اساطیری و تاریخی ایرانیان، جغرافیای اساطیری و حتی نجوم و ستاره شناسی است، درباره ی این امشاسپند آمده است :
... خورداد سرور سال ها و ماه ها و روزهاست ؛ از این روی است که او سرور همه است. او را آب مایملک دنیوی است. هستی، زایش و پرورش همه ی موجودات جهان از آب است و زمین را نیز آبادانی از اوست. چون اندرسال، نیک شاید زیستن، به سبب خرداد است ... او که آب را رامش بخشد یا بیازارد، آن گاه، خورداد از او آسوده یا آزرده بود. او را همکار، تیر و باد و فروردین است.
در کتاب بندهش از گل سوسن به عنوان گل ویژه امشاسپند بانو «خُرداد» نام برده شدهاست: «... این را نیز گوید که هرگلی از آنِ امشاسپندی است؛ و باشد که گوید: ... سوسن خرداد را، ..» از این روی، بهترین نماد برای جشن خردادگان گل سوسن است.
خرداد مظهر کمال و رشد آدمی است. و تاسی از آن منجر به جاودانگی و بی مرگی (امرداد) خواهد شد. شاید یکی از دلایلی که نام این امشاسپند همراه با امرداد می باشد، پیوند ناگسستنی کمال و جاودانگی است.
از کارهای عمده خرداد حمایت از آب است و شادابی گیاهان از اوست. همچنین خرداد مظهر تندرستی و سلامتی است.
خرداد یشت، چهارمین یشت اوستا است که متاسفانه آسیب زیادی دیده و بسیاری از واژگان آن از بین رفته یا ناخواناست. ولی در آنچه اکنون دردست است (در یازده بند)، به یاد کردن از امشاسپندان به ویژه خورداد سفارش بسیار شده، چون یاد آنان دیوان را دور می سازد و یاد خورداد، به ویژه دیو «نسو» ( دیو فساد و گندیدگی) را می راند. دراین یشت، به صراحت آمده که خداوند یاری و رستگاری و رامش و سعادت را از طرف امشاسپند خرداد به مرد پاک دین می بخشد.
در بند ده این یشت می خوانیم :
او را - امشاسپند خرداد را - برای فـَرّ و فروغش با نماز [ی به بانگِ ] بلند با و با زَور می ستاییم.
ما امشاسپند خرداد را با هَوم آمیخته با شیر، با بَرسَم با زبان خرد، و «منثره» با اندیشه و گفتار و کردار [ نیک ]، با زَور و با سخن رسا می ستاییم.
آیینهای جشن خردادگان
یکی از مهمترین آیینهای روز خرداد که در جشن خردادگان پررنگ تر میشود، رفتن به سرچشمهها یا کنار دریاها و رودها، تن شویی در آب و خواندن نیایشهای ویژه این روز همراه با شادی و سرور در کنار خانواده و دوستان بودهاست. نیاکان فرهیخته ی ما در این روز به کنار چشمه سارها، رودها و دریاچه ها رفته و همراه با نیایش اهورامزدا و جشن و شادمانی تن خود را نیز با آب می شسته اند.
ابوریحان بیرونی نیز در آثار الباقیه به مراسم شستشوی ویژه ای که در این روز برگزار می شده است اشاره کرده است.
اهورامزدا از سرچشمه ی بخشایندگی خویش این فروزه را به واسطه ی امشاسپند هئوروتات به آفریدگان خود بخشیده تا هر پدیده ای رسا گردد و رسایی و تندرستی نه تنها ویژه ی این جهان است، بلکه رسایی مینوی و تندرستی روح و روان، هدف والای جهانیان است.
اهورامزدا می خواهد که همگان به یاری امشاسپند هئوروتات از این بخشایش مینوی و مهربانی حقیقی برخوردار گشته و هرکس بتواند با نیروی رسایی و پرورش و افزایش آن در وجود خویش، دارای مقام رسایی و کمال بی زوال گردد.
چون در این ماه آب برای کشت و کشاورزی بیشتر نیاز بوده و سودمند است و باران بخشایش اهورامزدا بزمین می بارد و زمین را آبیاری می کند از این روی کشاورزان برای خشنودی از دهش آب و باران بیشتر به این جشن ارج نهاده و از آن سپاسگزاری می کنند.
از دیگر آداب این جشن پوشیدن پوشاک نو می باشد و در گونه ای دیگر می توانیم با بستن بندی ابریشمی یا نو به دست خود نشانی از پوشاک نو را در این جشن به همراه داشته باشیم.
جشن خردادگان، جشن کمال و عافیت خجسته باد.
منابع :
بندهش، مهرداد بهار
تارنمای آریابوم
اوستا، جلیل دوستخواه
جشن های ایران باستان، هاشم رضی
نظرات ()در گاهشماری ایرانی، هر سال به 11 ماه سی روزه و یک ماه 35 روزه تقسیم شده است. از نظر ایرانیان باستان، هر روز از هر ماه متعلق به یکی از امشاسپندان و یا ایزدان بوده و آداب و مناسک خاصی را می طلبد. روزشمار ایرانیان، هفته را نداشته و اصولاً هفته از ابداعات سامی نژادها (اعراب) میباشد. اسامی روزهای هر ماه ایرانی به ترتیب از یک الی سی عبارت اند از : 1- هرمزد، 2- بهمن، 3- اردیبهشت، 4- شهریور، 5- سپندارمزد (اسفند)، 6- خرداد، 7- امرداد، 8- دی به آذر، 9- آذر، 10- آبان، 11- خور، 12- ماه، 13- تیر، 14- گوش، 15- دی به مهر، 16- مهر، 17- سروش، 18- رَشن، 19- فروردین، 20- بهرام، 21- رام، 22- باد، 23- دی به دین، 24- دین، 25- ارد، 26- اَشتاد، 27- آسمان، 28- زامیاد، 29- ماراسپند و 30- اَنیران.
برای بیان روز هم، واژه مخصوص آن روز را به همراه ماه آن میآوردند.
همانطوریکه ذکر گردید، تعداد روزهای هر ماه زرتشتی 30 روز میباشد. پس روز سی و یکم فروردین ماه تقویم خورشیدی برابر با هرمزد روز ماه اردیبهشت زرتشتی یا اول اردیبهشت میباشد. به همین ترتیب، روز دوم ماه اردیبهشت تقویم خورشیدی برابر روز سوم (اردیبهشت روز) ماه اردیبهشت زرتشتی میباشد. این اختلاف ناشی از 31 روزه بودن شش ماه اول سال در تقویم خورشیدی میباشد.
لذا تقارن اردیبهشت روز را با ماه اردیبهشت، اردیبهشت گان نامیده وآن روز را جشن می گیرند.
اَردی بهشت از واژهی اوستایی اَشه وَهیشته و پهلوی ارت وهیشت به معنی بهترین راستی و نام یکی از امشاسپندان (جاودانان مقدس) گرفته شده است.
از نظر ایرانیان، هرمزد یا اهورا مزدا به عنوان آفریننده مطلق، جهان را آفرید. او برای این کار شش وجود مینوی و ملکوتی تحت عنوان اَمشاسپَند به معنای جاودانان مقدس و نامیرا را بوجود آورد: بهمن، اردیبهشت، شهریور، اسپندارمذ (اسفند) خرداد و امرداد.
اَشَه وَهیشْتَه یا اردى بهشت به معنای بهترین پارسائى یا بهترین پرهیزگاری یا بهترین قانون می باشد. وی از زیباترین امشاسپندان میباشد. اشه قانون خدایی است و نظم زمین وآسمان از آن است. راستی، آن شاه راهی است که همه خواه ناخواه بر آن گام زنان به سوی رسایی و کمال و جاودانی و ابدیت می روند . راستی، اصل آفرینش است و مردمان باید این اصل را دریابند و آن را گرامی و استوار نگاه دارند و در راه آن از یکدیگر سبقت جویند. این امشاسپند نگهبان و حامی آتش و دشمن سرسخت اهریمن و دیوان می باشد. هماورد اصلی او، دیو ایْمنْدرَه (روح ارتداد) میباشد.
اردی بهشت نگاهبان آتش است؛ چراکه آتش بهترین جلوه گاه راستی و پاکی به شمار می رفته است در این امر، ایزد آذر، سروش، بهرام و نریوسنگ او را یاری مینمایند. در زمان حمله اهریمن، بهرام، آتش را در خانههای مردم پناه میدهد، سروش آن را محافظت میکند و هرگاه خاموش شود، از بهرام به سروش و از سروش به آذر و از آذر به اردیبهشت میپیوندد تا از گزند دیوان دور بماند. اردیبهشت، نشانه پارسایی و قانونمندی میباشد.
چنانکه همه امشاسپندان دارای دو روی مینوی و زمینی هستند، این امشاسپند در جهان مینوی نمایندهی پاکی و راستی و نظم و قانون اهورایی و در زمین نگاهبانی آتش بر عهدهی او گذاشته شده است.
در بخشی از اوستا میبینیم که اهریمن با ظهور زرتشت میگریزد وچنین بانگ می زند : زرتشت مرا بسوزانید با اشه وهیشته، و از زمین براند مرا. ابوریحان بیرونی چنین میگوید :
و معنای این نام آن است : راستی. برخی گفتهاند که منتهای خیر است و اردیبهشت ایزد یا ملک آتش و نور است و این دو با او مناسبت دارد و خداوند او را به این کار موکل کرده که نیز علل و امراض را به یاری ادویه و اغذیه ازاله کند و صدق را از کذب ظاهر کند و محق را از مبطل به سوگندهایی که گفته اند در اوستا مبین است تمیز دهد.
خلف تبریزی آورده است که : «در این روز نیک است به معبد و آتشکده رفتن و از پادشاهان حاجت خود خواستن وبه جنگ و کارزار شدن، و معنی ترکیبی این لغت مانند بهشت باشد (این معنی درست نیست و مفهوم و واژه را در آغاز آورده است)، چه ارد به معنی شبیه و مانند آمده است و چون این ماه وسط فصل بهار است و نباتات در غایت نشو و نما و گلها و ریاحین تمام شکفته و هوا در نهایت اعتدال، بنابراین اردیبهشت خوانند.
مطالبی را که بیرونی راجع به اعمال اردیبهشت ایزد راجع به درمان و درمانگری وتمیز میان راستی و دروغ و حق و باطل بدان اشاره کرده، در بخش یشت ها در اردیبهشت یشت آمده است.
اهریمن تبهکار گفت :
وای بر من از [ دست ] اردیبهشت.
ناخوش ترین ناخوشی ها را براندازد.
با ناخوش ترین ناخوشی ها بستیزد.
تباه ترین تباهی ها را براندازد.
با تباه ترین تباهی ها بستیزد.
دیوترین دیوان را براندازد.
با دیوترین دیوان بستیزد.
ستمکارترین مردمان را براندازد.
با ستمکارترین مردمان بستیزد.
اژدها نژادترین اژدها نژادان را براندازد.
با اژدها نژادترین اژدها نژادان بستیزد.
گرگ نژادترین گرگ نژادان را براندازد.
با گرگ نژادترین گرگ نژادان بستیزد.
بد نهادترین و گزند رسانترین ِ دوپایان را براندازد.
با بد نهادترین و گزند رسانترین ِ دوپایان بستیزد.
سخت ترین تب ها را براندازد.
با سخت ترین تب ها بستیزد.
دروغ زن ترین دروغزنان را براندازد.
با دروغ زن ترین دروغ زنان بستیزد.
بدچشم ترین بدچشمان را براندازد.
با بدچشم ترین بدچشمان بستیزد.
زن روسپی جادو را براندازد.
با زن روسپی جادو بستیزد.
دروج (دروغ) باید بکاهد ! دروج باید نابود شود !
دروج باید سپری گردد و یکسره نابود شود !
تو [دروج ] باید در اپاختر ناپدید شوی !
تو نباید جهان استومند اشه را نابود کنی !
اردیبهشت امشاسپند را میستایم، به درستی که ستودن اردیبهشت امشاسپند به منزله ستودن همه امشاسپندان است که اهورامزدا جای آسودن آنها را با کردار نیک حفظ میکند. و جای آسودن آنها در گروسمان اهورا ست. گروسمان ویژه اشوان است و هیچ یک از دروندان (دروغکاران) را بدان جای پر از آسایش و اشویی برای دیدار اهورامزدا راه نیست.
اوستا – اردیبهشت یشت(یشت سوم)
ایرانیان در این روز لباس سپید که نماد پاکی است بر تن میکنند و با سرهای پوشیده با کلاه یا روسری ِسپید ، به آدُریان (آتشکدهی اصلی هر شهر) میروند و نیایش اهورامزدا را به جا میآورند.
چه زیباست که بکوشیم همزمان با این جشن خجسته و دگرگونی های طبیعت، دل هایمان را با مهر و فروتنی شکوفا سازیم، راستی و پاکی را بیش از پیش در نهادمان برویانیم و فروزههای نیک مینوی را همچون زبانههای همیشه بالارونده آتش، در اندیشه و گفتار و کردارمان بپرورانیم.
منابع :
شناخت اساطیر ایران نوشته جان هینلز ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی
بن دهش – نوشته فرنبغ دادگی، ترجمه مهرداد بهار.
از اسطوره تا تاریخ – نوشته مهرداد بهار
گاه شماری و جشن های ایران باستان - نوشته هاشم رضی
اوستا – گردآوری جلیل دوستخواه
برهان قاطع – خلف تبریزی
آثار الباقیه – ابوریحان بیرونی
نظرات ()همانگونه که قبلاً ذکر گردید، هرمزد به منظور تجهیزجهان برای نبرد کیهانی با اهریمن، آفریدگان مینوی و مادی را آفرید. گفتیم که ابتدا زمان بیکران و بعد زمان کرانهمند آفریده گردید.
هرمزد، زمان درنگ خدای را به صورت مرد پانزده ساله روشن، بلند بالا، نیرومند و چشم روشن آفرید. نیرومندی زمان درنگ خدای از هنرمندی وی بود، نه از دزدی و ستمگری! سپس وای (باد) نیرومند را با لباس زرین، سیمین، گوهر نشان و سرخرنگ که لباس سپاهیان میباشد بوجود آورده، بعد آسمان (سپهر) را از زمان آفرید با لباس کبودرنگ.
آسمان را در هفت پایه (طبقه) بوجود آورد. اول، ابر پایه که محل تشکیل ابر است. دوم سپهر اختران که محل ستارگان میباشد. سوم، ستارگان نیامیزنده. چهارم، بهشت که جایگاه ماه است. پنجم، گرودمان که منزلگاه خورشید است. ششم، گاه امشاسپندان و هفتم، روشنایی بیکران که جایگاه هرمز میباشد.
بعد از فارغ شدن از آفرینش آسمان، به آفرینش جهان پرداخت. این هفت گاه همانطور که در گفتار پیشین نقل شد، آسمان، آب، زمین، گیاه، گوسفند (گاو) و انسان (کیومرث) و در آخر، آتش که درخشش را از روشنایی بیکران که جایگاه هزمرد است را آفرید.
هرمزد به آتش وظیفه پرستاری از مردم در دوران هجوم اهریمن و از میان بردن درد آنها را واگذار نمود.
هرمزد به هریک از امشاسپندان، وظیفه مقابله با حمله اهریمن و یاران وی را واگذار نمود.
هرمزد انسان را در پنج بخش آفرید. اول تن، بعد جان، سوم روان، چهارم آیینه (شکل و قالب) و بعد فَروَهَر. تن آدمی، جسم و صورت مادی انسان است. جان نیروی زندگی است که به باد پیوسته است (جان انسان به بادی بند است)، روان، آن بخش از انسان که فهم و درک او را شامل میباشد و فروهر که روح و بخش ماندگار و نامیرای انسان است. هنگامی که انسان میمیرد، تن او به زمین بازگشته، جان به باد، آیینه به خورشید و روان به فروهر پیوسته تا از بین نرود.
این استعاره به زیبایی، ماندگار بودن طرز تفکر و بینش آدمی را پس از مرگ میرساند. تنها اعمال و کردار انسان است که باقی میماند. آفرینش گوسفند به عنوان نماینده جانوران سودمند نیز در پنج گاه انجام میگیرد: تن، جان، روان، آیینه و مینو. در دوره هجوم اهریمن، تخمه و نطفه گوسفند از ماه پایه به یاری رام نیکو (از ایزدان ایرانی) به جهان آورده (یعنی حیوانات سودمند برای مقابه با اهریمن در جهان گسترش میبایند) و بعد از مرگ آنها، تن به زمین، جان به گوشورون، روان به رام نیکو، آیینه به ماه و مینو به بهمن میپیوندد تا هرگز توان از بین بردن آنها در اهریمن وجود نداشته باشد.
در اینجا لازم است، مجدداً به شرح امشاسپندان و وظایف آنان در این دنیا بپردازیم:
گفته شد که هرمزد، از امشاسپندان، اول بهمن را آفرید و او را نگهبان گوسفند به نمایندگی از حیوانات سودمند گمارد. در جهان مینوی، بهمن نماینده منش و اندیشه نیک است.
دوم، اردیبهشت که در این جهان، نگهبان آتش میباشد. در این امر، ایزد آذر، سروش، بهرام و نریوسنگ او را یاری مینمایند. در زمان حمله اهریمن، بهرام، آتش را در خانههای مردم پناه میدهد، سروش آن را محافظت میکند و هرگاه خاموش شود، از بهرام به سروش و از سروش به آذر و از آذر به اردیبهشت میپیوندد تا از گزند دیوان دور بماند. اردیبهشت، نشانه پارسایی و قانونمندی میباشد.
سومین امشاسپند، شهریور است. او در این جهان نگهبان فلزات و نشانه ثروتمندی است. به کمک او خورشید، ماه، آسمان، و انیران آفریده شدهاند. در جهان مینوی، شهریور نشانه شهریاری و سروری است.
چهارم، سپندارمذ (اسفند) است. او در این جهان نگهبان زمین میباشد. به یاری او، ایزدان آبان، ماراسپند، دین، ارد و ناهید آفریده شدهاند. اسفند مظهر فروتنی و تسلیم در برابر خواستههای خداوند است.
چهارمین امشاسپندان، خرداد میباشد. خرداد در این جهان نگهبان آب میباشد. به کمک او، تیر و باد و فروردین آفریده شدند. ایزد تیر، در زمان هجوم اهریمن، آب را به یاری فروردین از اهریمن گرفت و به کمک باد به دورترین کشورها برد. خرداد نشانه کمال میباشد.
ششمین امشاسپند، امرداد است. امرداد از آفرینش مادی، گیاه را در حمایت خود قرار داد. ایزدان رشن، اشتاد و زامیاد آمدند که در کنار پل چینود (پل صراط) مردم را آزموده و حسابرسی میکنند. امرداد، مظهر بیمرگی میباشد.
و هفتم که خود هرمزد میباشد.
سپس روز را به پنج بخش به شرح زیر تقسیم نمود و بر هر بخش، ایزدی را گمارد : بامدادان را به هاون مینو، ظهر را به رَپیثوین، غروب را به اوزیرین، شب را به ایوی سروسریم و نیمه شب را به اوشهین مینو سپرد و در هر بخش، نیایشی برای سپاس از نگاهبانی آن توسط پرهیزگاران انجام میشد.
تا قبل از آنکه اهریمن به این دنیا حمله کند، همواره نیمروز بود. هنگامی که اهریمن حمله خود را به این جهان آغاز نمود، هرمزد از آفریدگان خود و انسان پرسید آیا مایل هستند در جایگاه بلند و معنوی و مینوی خود مانده و شکست اهریمن را نظاره گر باشند یا به عنوان یاران هرمزد به جنگ با اهریمن در خواهند آمد. چنین پاسخ شنید که نظاره ماندن جایز نیست. با کمال آگاهی از فرجام کار به نبرد با اهریمن خواهیم شتافت.
بدین ساز، انسان از دید و نظر و فرهنگ ایرانی، به اختیار و نه به اجبار و یا به سبب گناه انجام شده به این جهان وارد شد، چه انسانی که از منشاء هرمزدی آفریده شده و تخمه او از آتش پاگ است، هیچگاه دچار گناه و لغزش نخواهد شد.
در گفتار بعدی به بیان نبرد اهریمن با هرمزد خواهیم پرداخت.
منبع : بن دهش – نوشته فرنبغ دادگی، ترجمه شادروان دکتر مهرداد بهار.
نظرات ()ایران سرزمین تضادها و دوگانگیها است. در گوشهای از این سرزمین، میتوان یکی از مرتفعترین رشتهکوههای منطقه را دید و در گوشهای از آن زمینهای پست و همتراز با سطح دریاها. بخشی از این سرزمین به داشتن گرمای کشنده 50 درجه سانتیگراد معروف شده و بخشی دیگر با سرمای 15 درجه زیر صفر. در قسمتی بیابانهای خشک و سوزان را داریم و در قسمتی دیگر، جنگلهای سرسبز و شاداب.
این دوگانگی در فرهنگ و آداب مردم این سرزمین نیز نمود پیدا نموده است و باورها و اعتقادات باستانی آنها را متاثر ساخته است. وجود دو نیروی خیر و شر!
در باور ایرانیان کهن، دنیا همانند یک بشقاب صاف گرد و هموار بود. همه چیز ساکن و بی حرکت در جای خود قرار داشت. آسمان همچون الماسی سخت، دور زمین قرار گرفته و ستارگان، خورشید، ماه و سیارات نیز همچون مرواریدهایی به آسمان چسبیده بودند. همه چیز در آرامش کامل قرار داشت تا زمانی که اهریمن (شر) از وجود دنیا آگاه گردید. او آسمان را شکافت و وارد زمین شد. در اثر حمله او، زمین شکاف خورد و کوه البرز سر برافراخت. ریشههای این کوه در سرتاسر زمین پراکنده شده و از آن تمامی کوهها سر برافراشتند. در میان زمین، کوه تیره که قله البرز است سر برافراشته و از این قله است که پل چینوَت (پل صراط) تا به عرش کشیده شده که روان درگذشتگان پس از مرگ باید برای ورود به بهشت یا جهنم از آن عبور کنند. بر لبه این کوه نیز کوه اَرِزور که دروازه جهنم است، قرار دارد. سپس اهریمن وارد دریا شد و آب پاک آن را آلوده و شور نمود. بعد به آسمان برگشته و با شکافتن آن خارج شد. بعد از این حمله بود که خورشید، ماه و ستارگان به حرکت درآمده و بامدادان از 180 روزنهای که در شرق آسمان قرار دارند وارد شده و شامگاهان از 180 روزنه دیگر واقع در غرب آسمان خارج میشوند.
نوشتار یاد شده، خلاصهای است از داستان و افسانه آفرینش در باور ایرانیان.
ریشه اساطیر ایرانیان را باید در باورهای قوم هند و آریاییها جستجو نمود. بعدها که این قوم واحد با اسکان یافتن در مناطق مختلف از هم جدا شدند، اساطیر آنان نیز از هم متمایز گردید. تا جایی که برخی از خدایان هندوها در باور ایرانیان به نیروهای شر (دیو) بدل گشته و برخی از دیوان ایرانیان به خدایان هند.
اساطیر ایران را میتوان در دو بخش از تاریخ این سرزمین جستجو نمود : قبل و بعد از ظهور زرتشت.
ایرانیان جزء اولین اقوامی بودند که به یکتا پرستی و وجود یک نیروی توانا و نیرومند که سرمنشاء آفرینش است، روی آوردند. توجه داشته باشید که پیشینه یکتا پرستی ایرانیان به حدود ده هزار سال قبل باز میگردد.
اما همانند سایر تمدنها، اعتقاد به آفریننده یکتا باید تمثالی قابل هضم داشته باشد.
ایرانیان به تساوی و برابری اعتقاد داشتند. از نظر آنان، توانایی و ناتوانی، راستی و دروغ، هستی و نیستی، کاملاً قابل تفکیک بوده و به هیچ وجه نمیتوان آنها را باهم درآمیخت. در نظر آنان، خداوندی که آفریننده روشنی، خیر و برکت و زیبایی است، نمیتواند تاریکی، شر و زشتی را بیافریند. درست مانند این است که شما نمیتوانید تهمت دروغ گفتن را به فردی که شهره به راستگویی است بپذیرید. پس آفریننده توانا دنیا را با تمام زیباییهایش بوجود آورد و زشتیها و ناراستیها را باید به وجود دیگری منصوب نمود. البته این امر به معنای وجود 2 نیروی آفریننده نیست.
در آغاز جهان، زروان، خداوند زمان که بیکران است، تصمیم میگیرد تا باردار شده و فرمانروایی و پادشاهی جهان را به فرزند خود بسپرد. از این تصمیم باردار میشود. بدین سان، نطفه هرمزد در رحم او منعقد میگردد. بعد از مدتی شک میکند که مبادا نطفهای در او تشکیل نشده باشد. از این شک، اهریمن پدید میآید. زروان این را فهمیده و با خود قرار میگذارد تا پادشاهی این جهان را به اولین فرزندی که از بطن او خارج گردد، بسپرد. اهریمن این را شنیده و از شکم زروان بیرون میجهد. زروان با دیدن روی سیاه، زشت و بد بوی او میگوید تو کیستی؟ اهریمن پاسخ میدهد، من فرزند تو هستم و تو باید بنا بر عهدی که با خود بستی، فرمانروایی جهان را به من واگذار نمایی. زروان تعجب نموده و میگوید، ولی فرزند من، سراسر نور و روشنایی بوده در حالی که تو، سیاه، زشت و بدبو هستی! در این حال، هرمزد از رحم زروان خارج شده و خود را به پدر مینمایاند! زروان نیز موضوع را دریافته و به اهریمن میگوید، من بنا بر پیمانی که با خود بستهام، فرمانروایی این جهان فانی را به تو خواهم داد، اما بدان که بعد از پایان آن، فرمانروایی ابدی با هرمزد و یاران او خواهد بود.
بسیار جالب و قابل تحسین است که در 10 هزار سال پیش، ایرانیان، منشا و سرآغاز انحراف و گناه را شک و تردید دانسته و دروغ را سلاح اصلی اهریمن برای رسیدن به اهداف فانی دنیوی معرفی نمودند.
در باور ایرانیان، دروغ گناهی بسیار بزرگ و غیر قابل جبران بوده و آن را همتراز با بلایای آسمانی میدانستند. داریوش بزرگ، در سنگ نوشتهای در تخت جمشید برای در امان ماندن از این آفت اهریمنی از اهورا مزدا یاری خواسته است : خداوند این سرزمین را از دشمن، خشکسالی و از دروغ محفوظ دارد!
اسامی و تعداد اساطیر زمان قبل از ظهور زرتشت و بعد از آن تفاوت چندانی نکرده، فقط جایگاه و اهمیت آنها تغییر نموده است. در حقیقت وجود ایزدان و ایزدبانوان در فرهنگ ایران، سابقهای بسیار قدیمیتر از دین زرتشتی دارد. اما با ظهور زرتشت، تمامی این ایزدان، به یاری اهورامزدا آمده و وی را در آفرینش این جهان و یاری رساندن به رهروان راه راستی کمک میکنند. لذا، جستجو درباره اساطیز ایران، ناگزیر ما را به باورهای زرتشتی پیوند خواهد زد.
از نظر ایرانیان، هرمزد یا اهورا مزدا به عنوان آفریننده مطلق، جهان را آفرید. او برای این کار شش وجود مینوی و ملکوتی تحت عنوان اَمشاسپَند به معنای جاودانان مقدس و نامیرا را بوجود آورد:
یکم، وُهومَنَه یا وُهومَن یا بهمن به معنای منش و اندیشه نیک می باشد. این امشاسپند دست راست اهورامزدا قرار داشته و تقریباً نقش مشاور وی را بازی مینماید. سرچشمه همه گفتارها و کردارهای نیک است این اندیشه نیک است که انسان را آگاه می سازد و رازهای جهان را آشکار می نماید از منش نیک است که انسان خدای خود را درست دریافته و آنچان که باید و شاید می شناسد و به او مهر می روزد. این امشاسپند سرپرست و حامی گله و ستوران و نگهدار و حراست کننده همه ى موجودات زنده به ویژه مردمان می باشد و این بهمن امشاسپند بود که اشو زرتشت را به همپرسی اهورامزدا می برد . دیوانی که با وی جنگ و تقابل دارند عبارتند از اَیْشْمَه (خشم)، آز و بالاتر از همه، اَکومَن (اندیشه بد).
دوم ، اَشَه وَهیشْتَه یا اردى بهشت به معنای بهترین پارسائى یا بهترین پرهیزگاری یا بهترین قانون می باشد. وی از زیباترین امشاسپندان میباشد. اشه قانون خدایی است و نظم زمین وآسمان از آن است راستی آن شاهراهی است که همه خواه ناخواه بر آن گام زنان به سوی رسایی و کمال و جاودانی و ابدیت می روند . راستی اصل آفرینش است و مردمان باید این اصل را دریابند و آن را گرامی و استوار نگاه دارند و در راه آن از یکدیگر سبقت جویند. این امشاسپند نگهبان و حامی آتش و دشمن سرسخت اهریمن و دیوان می باشد. هماورد اصلی او، دیو ایْمنْدرَه (روح ارتداد) میباشد.
سوم، خْشَتْرَه وَئیرْیَه یا شهریور به معنای بهترین شهریاری یا شهریاری خدایى می باشد و آن وضعی از جهان است که مردم از روی اندیشه نیک وخرد روشن خود برگزینند و با گفتار و کردار نیک دست به دست هم داده و دل به دل هم بسته و آن را به وجود آورند در عالم مینوى نشان قدرت ، سلطنت و شوکت خداوند و در جهان گیتایى حمایت کننده و نگهبان سنگ ها و فلزات می باشد . دشمن اصلی او، سَوْرْوَه یا دیو حکومت بد، هرج و مرج و مستی است.
چهارم، سْپِنْتَه آرمَئتى یا سپندارمذ یا اسفند به معنای آرامش درونی یا آرامش افزاینده یا آرامش مقدس می باشد. او سمت چپ اهورا مزدا مینشیند. این امشاسپند روی زمین آشتی و آبادی وشادی را می افزاید و برای پیشرفت جهان بسى شایسته و بایسته است این امشاسپند مظهر فروتنی و تسلیم کامل در برابر خواسته ها و امیال اهورایى است و در جهان گیتایى سرپست و نگهبان و ایزدبانوی زمین می باشد. دشمن او، تَرومیتی (گستاخی) و پریمیتی (کج اندیشی) میباشد.
پنجم، هَئُورْوَتات یا خرداد به معناى کمال و رسایى می باشد در شهریاری برگزیده ، در آرامش و آسایش ، در درست اندیشى و درست کارى تندرستى و توانای افزایش پیدا می کند . تن وروان پیش می روند و در خود کمی و کاستی را که در می یابند درو می کنند و بهتر و برتر می شوند و خود و جهان خود را به سوی رسایی و کمال می برند این امشاسپند مظهر کمال و و رسایی خدا است و در جهان گیتایى نگهبان و پرستار آب می باشد. هماورد وی گرسنگی است.
ششم، اَمِرِتات یا امرداد به معنای بى مرگی و جاودانگی می باشد. از کمال و رسایى حاصل شده جاودانگی و بی مرگی و ابدیت بدست می آید و کمال باید جاویدان باشد و گرنه کمال خوانده نمی شود پس رسایى و جاودانگی از آن پرتوهای خدایى است که ما را به خواست خود می رساند و این کمال جاودانه است که ما را به وصال خدا می رساند و در جهان گیتایى این امشاسپند نگهبان و پرستار گیاهان می باشد. دشمن اصلی او، تشنگی میباشد.
این شش امشاسپند به همراه هرمزد، جهان گیتی را برای مبارزه با اهریمن بوجود آوردند. مردمان نیز با پیروی از این موجودات مقدس، به سرمنزل سعادت خواهند رسید.
از شش امشاسپند یاد شده سه تن از آنان به نامهای بهمن، اردیبهشت و شهریور مذکر و سه تن دیگر به نامهای اسفند، خرداد و مرداد مونث هستند. در باور ایرانیان، تساوی بین زن و مرد از اصول اولیه و اصلی ایدئولوژی آنها محسوب میشده است.
در مرحله بعد، ایزدان یا فرشتگان پاک قرار دارند که هرکدام وظیفه حمایت و هدایت امور دنیوی و مینوی جهان را بر عهده دارند. از جمله این ایزدان میتوان به تیشتر، مهر، آناهیتا، آبان، آذر، رپیثوین، زامیاد، گوش، وای (باد)، سروش، رشن و صدها ایزد دیگر را نام برد.
در نوشتاری دیگر بیشتر با ایزدان و اسطوره آفرینش خواهیم پرداخت.
منابع : بندهش- نوشته فرنبغ دادگی ترجمه مهرداد بهار
شناخت اساطیر ایران نوشته جان هینلز ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی
از اسطوره تا تاریخ - نوشته مهرداد بهار
هفته نامه اشو زرتشت
نظرات ()