تمدن فراموش شده

 
 
نویسنده : مانلی مجد - ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۳
 

همانطوریکه عرض کردم، این وبلاگ، فارغ از هر گونه جناح­بندی به پیشینه قوم ایرانی خواهد پرداخت.  مسلماً تمرکز بر دورانی از تاریخ این سرزمین خواهد بود که کمترین اطلاعات از آن منتشر شده است.  سعی خواهم کرد تا اطلاعات مربوط به این دوران (از مهاجرت قوم هندوآریایی به ایران به بعد) را از منابع موثق گردآوری نموده و به ترتیب زمان وقوع آن در اختیار شما قرار دهم.

قصد من از این کار، بازگویی مجدد تاریخ نیست، که این کار را مورخان بیشماری برای ما به یادگار گذاشتند.  بلکه بیان ویژگی­های خاص، نوع­آوری­ها و بدعت­گذاری­هایی است که این ملت بزرگ، در هر دوره از تاریخ ایران، با هوشمندی کامل آن را پایه­گذاری و حفظ نموده­اند.

متاسفانه، پدران ما طی سال­های متمادی، غارت، چپاول و ویرانی­های فراوانی را تجربه نمودند.  هر قوم بی پدر و مادری که صاحب قدرت شد، چشم طمع به سرزمین زرخیز ایران دوخت و تمام هم و غم خود را در تسخیر آن خلاصه نمود.  آشوری­ها، بربرها، سکاها، هوم­ها، یونانی­ها، رومی­ها، اعراب، افغان­ها، مغول­ها، روس­ها، پرنقالی­ها، انگلیسی­ها، آلمانی­ها نمونه­ای از این اقوام در ادوار مختلف می­باشند.  تمام اینها هم وقتی به ایران حمله کردند، سعی در از بین بردن هویت ایرانی ما نمودند.  شاید هیچ قوم و کشوری مثل ایران، آماج  غارت و چپاول سایرین در دنیا قرار نگرفته است.  و جالب اینجا است که تمامی این اقوام بعد از استیلای بر این سرزمین و بنا نهادن حکومت باب میل خود، نه تنها نتوانستند هویت ما را از بین ببرند، بلکه خود در فرهنگ غنی ایرانی (مشرق زمین) غرق شده و بخشی از آن را در فرهنگ قوم خود ادغام نمودند.  اگر بخواهیم خیلی فلسفی نیز به قضیه نگاه کنیم، شاید چنین برداشت شود که اصولاً این اقوام باید به ایران حمله می­کردند و از این طریق با تمدن مشرق زمین آشنا شده و آن را به سرزمین­های خود به ارمغان می­بردند.  بی خود نیست که می­گویند، مشرق زمین خاستگاه تمدن.  10 هزار سال پیش نیز مشرق زمین ( و حتی مغرب زمین) چیزی جز امپراتوری بزرگ ایران نبود!

 و اما از مطالب جالبی که طی این چند سال مطالعه در پیشینه این سرزمین آموخته­ام، باورهای باستانی ایرانیان است.  منظورم دوران قبل از اشو زرتشت می­باشد.  برایم حیرت انگیز بود که فهمیدم ایرانیان از 7000 سال قبل سال کبیسه را می­شناختند.  علت شوری دریاها را به نوعی با نیروهای خیر و شر ارتباط می­دادند.  علت گردش سیاره­ها و ایستا بودن ستاره­ها را توجیه می­نمودند.  نحوه بارش باران، آذرخش، پیدایش آتش، گیاهان سودمند، حیوانات و سایر موارد مربوط به طبیعت را به زیبایی بیان نموده و پاسداشت آن را به فرزندان خود سفارش می­کردند.

متاسفانه تاریخ ما را دشمنان ما (یونانی­ها، رومی­ها، اعراب، انگلیسی­ها و ...) برایمان نوشتند و هر چه هم که خواستند، نوشتند.  اما این دشمنی نیز مانع از تحسین آنان از تمدن درخشان ایرانیان نگردید.  به هر حال، تاریخ هر ملیتی در هر دوره­ای مشمول تحریف شده است، اما می­توان گوشه­هایی از واقعیت­ها را از طریق تفسیر یافته­های باستان­شناسی، داستان­های قومیتی، باورها و اسطوره­های آن بیرون کشید.  کاری که امروزه به مدد اندیشمندان ایرانی ( که نام تنی چند از آنها را در نوشته قبلی آوردم) در حال انجام است و ای کاش که خیلی زودتر از اینها انجام می­شد.  می­دانم در برخی از این ادوار، غارت، چپاول و تلاش برای از بین بردن هویت ایرانی، چاره­ای را برای مورخان ما باقی نگذاشته بود، اما به فرموده صائب تبریزی :

بی گناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق                         یوسف از دامان پاک خود به زندان می­رود

 

ادعای انجام این کار را ندارم.  اصلاً دانش این کار را ندارم، اما به سهم خود تلاش می­کنم و امیدوارم هر جا دچار لغزش شدم، رهنمودها و انتقادات بزرگواران، مرا اصلاح نمایند.

بخش عظیمی از مطالب آورده شده در این وبلاگ به اسطوره­های ایرانی، داستان آفرینش جهان به باور ایرانیان، ایزدها و ایزدبانوهای ایرانی و جشن­های کهن و اصیل ایرانی اختصاص خواهد یافت.  سعی خواهم کرد امانت را رعایت نموده و در انتهای هر بخش، فهرست منابع مورد استفاده خود را ارائه کنم.  اما پیشاپیش اذعان خواهم داشت که به دلیل گستردگی و تنوع مطالب و پراگندگی منابع، به طور یقین تعدادی از آنها از قلم خواهد افتاد.  پوزش می­خواهم.

 

پس مرا یاری کنید!

 

بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود                  این همه قول و غزل تعبیه در منقارش (حافظ)

 

 


 
comment نظرات ()