جشن مهرگان
(مهر روز از ماه مهر برابر شانزدهمین روز از مهر ماه بر اساس گاهشماری زرتشتی و دهمین روز از مهر ماه گاهشماری خورشیدی)
روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان مهر بفزا ای نگار ماه چهر مهربان
مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر مهربانی کن به روز مهر و جشن مهرگان
جام را چون لاله گردان از نبید باده رنگ وندر آن منگر که لاله نیست اندر بوستان
کاین جهان را ناگهان از خرمی امروز کرد بوستان نو شکفته عدل سلطان جهان
بنا بر تقویم ایرانی و زرتشتی، شانزدهمین روز از هر ماه به نام مهر نامیده شده و تقارن نام روز با نام ماه مهر نیز جشن مهرگان نامیده می شود. البته باید توجه داشت که ماه های زرتشتی جملگی سی روزه می باشند و بدلیل اختلاف شش روزه ماه های فصل های بهار و تابستان در تقویم خورشیدی، این روز مقارن با دهم مهر ماه خورشیدی می باشد.
در اوستا، مهر بزرگترین ایزدان است. در مقدمه مهریشت – که در ستایش مهر سروده شده – آمده که اهورا مزدا، وی را در بزرگی و شکوه، هم قدر و هم سنگ خود آفریده. مهر خورشید نیست. در اوستا، ایزد خورشید، نام و مشخصاتی جداگانه دارد. بلکه مهر، به معنی و مفهوم رابطه و پیوندی است میان روشنایی وحدث و نور و فروغ ازلی.
در توصیف مهر و در اوستا آمده که مهر دارای دشت های فراخ است. او دارای هزار جفت چشم و هزار گوش می باشد. بر ارابه ای زرین که چهار اسب نامیرا آن را می کشند سوار است و روزها از سمت راست آسمان (مشرق) به سمت چپ حرکت کرده و تمامی مردمان را زیر نظر می گیرد. راننده ارابه او ایزد ارتا (Arta) و نشان دهنده راه او ایزد دائویش اوپمند (Daoyish Opmanda) می باشند. ایزد بهرام نیز پیشاپیش ارابه حرکت نموده و دشمنان مهر را پراکنده می سازد. او نگاهبان پیمان است. بزرگترین دشمن او دروغ و دروغ گویان می باشند. او نگاهبان ممالک آریایی است و در این ممالک، آرامش و تنعم بوجود می آورد. کارهای دشوار را چاره سازی کرده و سعادت و پیروزی را برای مردمان به ارمغان می آورد. او نیرومندترین ایزدان است. مهر، نموداری از خلق و خوی ایرانی مزدایی را نشان می دهد.
در اوستا چنین آمده که اهورامزدا برای مهر بر قله بلند و درخشان کوه هرئی تی برز (Haraiti Bareza) یا همان البرز، زیباترین جایگاه را ساخته است. در آن جایی که مهر ناظر و نگران مردان است، در ماوایی درخشان که نه گرما و نه سرما، نه روز و نه شب وجود دارد و هیچ گاه بر آن ابر نمی نشیند و این جایگاه آسمانی را امشاسپندان و خورشید به فرمان اهورا مزدا برای وی فراهم ساختند. مهر از این جایگاه سراسر جان را زیر نظر دارد و هرگاه مردی بدکنش بر خلاف راستی و آیین پیمان داری عملی را انجام دهد، مهر به اتفاق ایزد سروش و نیریوسنگه گردونه خود را به حرکت درآورده و پیمان شکنان را هر کجا باشند به کیفر می رساند.
ایزد مهر به تنهایی بسیاری از وظایف و صفات دیگر ایزدان را بر عهده دارد:
ایزد جنگ، روشنی و فروغ، پیمان، مهر و دوستی، حافظ خانواده و هفت کشور، بخشنده ثروت، نعمت، پیروزی، شهریاری، قدرت و تسلط، داور اعمال در روز واپسین، راستی و کلام راست و زیبا.
و اما جشن مهرگان ...
می دانیم بیشتر جشن های باستانی ایران، ریشه در اتفاقات و تحولات طبیعی و فصلی دارد. جشن نوروز، مهرگان، سده، گاهنبارها، رپیثوین و یلدا نمونه هایی از این دست می باشند.
در تقویم باستانی، سال به دو بخش تابستان بزرگ و زمستان بزرگ تقسیم شده است. تابستان یا Hama هفت ماه یا 210 روز و زمشتان یا Zayana 155 روز به درازا می کشید. شروع تابستان بزرگ را با جشن نوروز و شروع زمستان بزرگ را (البته با کمی جابجایی بدلیل تقارن مهر روز با ماه مهر) با جشن مهرگان گرامی می داشتند. البته بعدها و در زمان ساسانیان یا کمی قبل از آن این تقسیم بندی نامساوی به چهار فصل مساوی به نام های بهار (وهار – Vahar)، تابستان (هامین – Hamin)، پاییز (پاتیز – Patiz) و زمستان (زمستان – Zamistan) انجام گرفت که تا به امروز حفظ شده است.
جشن مهرگان به همان ارزش و مرتبه جشن نوروز برای ایرانیان اهمیت داشت. به طوریکه برخی از مورخین و ایران شناسان بزرگ اذعان داشتند این جشن با شکوه هر چه تمام تر در تالار آپادانای تخت جمشید برگزار می شد. نوروز، جشن نو شدن جهان و مهرگان، چیرگی و پیروزی نور و نیکی بر تاریکی و پلیدی است.
گویند در چنین روزی، فریدن، پادشاه آریایی پیشدادی بر علیه آژدیهاک (ضحاک ماردوش)، پادشاه سامی نژاد پیشدادی شورش نموده و به یاری کاوه او را شکست داده، دستگیر نموده و در دماوند زندانی کرده است.
فریدون چون شد بر جهان کامکار ندانست جز خویشتن شهریار
به روز خجسته سر مهر ماه به سر بر نهاد آن کیانی کلاه
کنون یادگار است از او ماه مهر بکوش و برنج، ایچ منهای چهر (فردوسی)
آژدیهاک (بدی، ظلم و ستم)، بنا به باور ایرانیان در دماوند اسیر است تا در پایان جهان که خود را به یاری اهریمن رهانیده و توسط پهلوان اساتیری ایرانی، گرشاسب بنا به فرمان اهورامزدا او را از بین برد.
نگرش بر این جشن، نگرشی خوشبینانه و امید بخش می باشد. در زمانی که جهان رنگ باخته و سرسبزی و زیبایی بهاری وتابستانه خود را از دست می دهد، جشن مهرگان باور پیروزی نیکی بر بدی را زنده می نماید. این جشن که به نام مهر، ایزد ایزدان، دشمن دغل بازان و دروغگویان و نگاهدارنده پیمان و خانواده مزین شده، در روزهای آغازین ماه های سرد سال گرمی همازوری، دوستی و مهر را به دل دوستدارانش هدیه می دهد.
در این جشن، بسان جشن نوروز، سفرهای به نام ودرین ( Vederin) شامل انواع میوه های فصل بخصوص سیب و انار، گل و ریحان، آجیل لُرک (شامل هفت نوع خشکبار و میوه خشک شده از قبیل کشمش، بادام، گردو، سنجد، برگه های خشک شده میوه، انجیر و لوبیا) که بعدها بنام آجیل مشکل گشا، زینت بخش میهمانی های مردمان ایران زمین گردید، ظرفی آب به همراه سکه و آویشن و صد البته شمع و کتاب آسمانی (اوستا) را چیده و به اجرای مراسم مخصوص آن می پرداختند. همچنین در این روز، خوراک ویژه ای بنام دون (Duna) که از عدس، نخود، لوبیا، شلغم و سیب زمینی پخته درست می شود را بر سفره می نهند.
دستگیری از مستمندان، دادن هدیه به نوعروسان و سرور و پایکوبی از دیگر مراسم این جشن می باشد.
در این جشن، مردمان بار دیگر پیمان می بندد به مهر که دروغ نگویند. پشتیبان هم باشند. دستگیر هم نوعان و هم میهنان خود باشند. مهری بودن، مهر ورزیدن و مهر پروری را از یاد نبرندو سعی در بدست آوردن و نگهداری ویژگی ها و صفت ایزد مهر داشته باشند. چیزی که امروزه بیش از پیش بدان نیازمندیم....
و در آخر فرازهایی از مهر یشت را از دل بر می آوریم که :
بشود که مهر برای یاری ما آید.
بشود که مهر برای بهکامی ما آید.
بشود که مهر برای شادمانی ما آید.
بشود که مهر برای امرزش ما آید.
بشود که مهر برای تندرستی ما آید.
بشود که مهر برای نیرومندی ما آید
بشود که مهر برای اسودگی ما آید .
بشود که مهر برای پاکی ما آید
نظرات ()