زمین را بلندی نبد جایگاه یکی مرکزی تیره بود و سیاه
ستاره به سر بر شگفتی نمود به خاک اندرون، روشنایی فزود (فردوسی)
همانگونه که در یادداشت آفرینش مادی اشاره گردید، هرمزد به منظور رویارویی با اهریمن، آفریدههای مادی را از منشاء مینوی آفرید.
هرمزد ستارگان را در میان آسمان و زمین آفرید. ترتیب آفرینش اجرام آسمانی به این صورت است که اول ستارگان اختری، بعد ستارگان نااختری، بعد ماه، و بعد خورشید را بوجود آورد. ستارگان اختری را به 12 حالت بره، گاو، دو پیکر، خرچنگ، شیر، خوشه، ترازو، کژدم، نیمَسب، بز، دلو و ماهی بوجود آورد (صور فلکی بروج).
او برای هر یک از این اختران، جایگاهی را ساخت تا در مقابله با اهریمن، از یورش او بر آفریدگان هرمزد جلوگیری کنند. او برای هر یک از اختران ذکر شده، شش میلیون و چهارصد و هشتاد هزار ستاره کوچک آفرید. به عبارتی دیگر، برای 12 برج سال، تعداد ستارگان ثابت آسمانی، هفتاد وهفت میلیون و هفتصد و شصت هزار میباشد.
سپس هرمزد برای این ستارگان، 4 سپهبد در چهار جهت اصلی تعیین نمود. ستاره تیشتر (تیر) سپهبد شرق، ستاره سَدویس (به معنای صد چاکر دارنده)، سپهبد نیمروز (غرب)، هفت اورنگ، سپهبد شمال و وَنَند، سپهبد لشگر ستارگان جنوب میباشد. ستاره میخگاه که در میان آسمان است (ستاره قطبی) نیز سپهبد سپهبدان تعیین گردید.
هرمزد ستارگان را بصورت ثابت در آسمان قرار داد. بالای آنان ستارگان نامیزنده را قرار داد تا در هنگام یورش اهریمن با او جنگیده و اجازه عبور او را به تراز بالاتر ندهند. سپس ماه و خورشید را به سالاری ستارگان آمیخته و نیامیخته بر فراز آنها نهاد که تمامی ستارگان با بندی به آن دو متصل شوند. منزلگه امشاسپندان را بر فراز ماه و خورشید قرار داد که آنها نیز به روشنایی بیکران که همانا جایگاه هرمزد است، متصل میباشند.
هرمزد ستارهها را در اندازههای متفاوت بوجود آورد. ستارگان بزرگ را به اندازه خانهای سنگی، ستارگان متوسط را به اندازه چرخ بزرگ و ستارگان کوچک را به اندازه سرگاو.
او، ماه را به درازای دو فرسنگ و خورشید را به بزرگی سرزمین ایرانویچ (ایران) بوجود آورد.
ماه، خورشید و ستارگان تا زمان یورش اهریمن ایستادند و نرفتند. در این مدت سه هزار سال، همیشه نیمروز بود. پس از یورش اهریمن، اجرام آسمانی به حرکت درآمدند. خورشید با سرعت سه برابر پرش تیر بزرگی است که توسط مرد ویاندام و از کمان بزرگی پرتاب شده و حرکت ماه، سه برابر تیر متوسطی که توسط مرد میانه اندامی توسط کمان متوسطی پرتاب شده باشد.
با بررسی سرود ناسادیا مربوط به کتاب کهن ریگ ودا، چنین نتیجه میگیریم که آریائیان در زمانی بیش از 4000 سال پیش از علم ستاره شناسی اطلاع داشتهاند. قدیمیترین رصدخانه شناخته شده در شهر زاول (زابل) احداث شده و جاودان کث یا بهشت گنگ نام داشته است. این رصد خانه در عرض 5/33 درجه ساخته شده است. دلیل انتخاب این نقطه برای ساخت رصدخانه به این دلیل است که هرگاه در این نقطه نیمروز فرا رسد، سایر نقاط دنیای قدیم یا پیش از ظهر بوده و یا بعد از ظهر. این نقطه بعدها به پاریس و بعد به گرینویچ منتقل گردید!
در افسانههای ایرانی، اثرهایی از ریشه انتخاب نام برجهای دوازده گانه دیده میشود. لازم به توضیح است، برج به معنای زمان گذر خورشید از یک مجموعه ستارگانیاست که به ریخت جانور یا انسان افسانهای تشبیه شده است. به عنوان مثال، قهرمان اساطیری ایران، آرش کمانگیر که به رها ساختن تیر از کمان خود مرز بین ایران و توران را مشخص و جان خود را فدای گسترش میهن خود نمود، نام خود را به یکی از صور فلکی که به شکل تیرانداز است داد. بعدها این صورت فلکی به زبان لاتین Archerious و به زبان عربی، قوس نامیده شد.
در ادبیات کهن ایرانی، قدیمیترین وسیله اندازه گیری جهت ستارگان (اسطرلاب) را به کیخسرو، فرزند رستم زال نسبت میدهند. فردوسی در بیتی از اشعار خود میگوید کیخسرو با افزار ستاره شناسی ویژگیهای طول و عرض جغرافیایی هفت کشور را تعیین نمود.
در افسانههای زرتشتی نیز نشانههای فراوانی از ستارهشناسی دیده میشود. ستارگانی که گردش منظم را دارند را آفریده هرمزد دانسته و آنهایی که گردش نامنظم دارند، به اهریمن نسبت داده میشدند. (نظم و ترتیب از ویژگیهای بهدینان میباشد.).نام هفت سیارهای که برتری و ویژگی بر سایر ستارگان داشته و سرآمد آنها میباشند عبارتند از : هرمزد، کیوان، بهرام، ناهید، تیر، ماه و خورشید.
اینک، به شرح برخی از این اختران، از دیدگاه نیاکانمان خواهیم پرداخت:
- ماه : گوی ماه به عنوان ملکه شب به صورت ایزدبانو مورد ستایش قرار میگرفته است. تغییر شکل ماه در طی یک ماه، اولین تقویم و روزشمار ایرانیان بوده است. ایزدبانوی ماه، نگهدارنده و تصفیه کننده تخمه و نژاد حیوانات و گیاهان از یزش اهریمن میباشد.
هلال ماه نیز یکی از نشانههای ایران کهن بوده است. نقش هلال را در سکههای ساسانی میتوان مشاهده نمود. در بالای تخت بهرام و همچنین در فراز گنبد آذرگشسب، هلالهای زرین و سیمین وجود داشت. (این نقش را بعدها اعراب از ما برگرفتند)
در ماه یشت اوستا از سه نوع هلال به نامهای اندر ماه (ماه به صورت تیغه است و از اول تا پنجم ماه میباشد)، پر ماه (وقتی دایره ماه کامل باشد، دهم تا 15 ماه) و ویشپتت (هنگامی که ماه رو به کاهش است، 20 الی 25 ماه) ذکر شده است.
- خورشید : اشاره نمودیم ایزد خورشید چه مرتبه والایی در بین ایرانیان داشته است. در اوستا، خورشید چشم اهورامزدا نامیده شده است. همچنین در نزد پیروان آیین مهر، خورشید از یاران مهر شمارده شده است. همچنین، خورشید پاک کننده و تطهیر کننده نطفه کیومرث بوده است. در اوستا برای اشاره به خورشید از واژه تنداسب (به دلیل سرعت حرکت زیاد آن) استفاده میشود.
- بهرام: بهرام (به زبان اوستایی، وَرَهرام) ایزد پیروزی میباشد. در بهرام یشت، بهرام به یک یک برجها میرود. ایزد بهرام، نیروی بازو به زرتشت میبخشد. بهرام که خداوند پیروزی است، همراه ایزدان پیروزمند دیگر مانند مهر و تیر در حرکت است. نام دیگر سیاره بهرام، مریخ میباشد.
- تیشتر : تیشتر یا تیر (عطارد)، ایزد باران میباشد. جنگ تیشتر با دیو خشکسالی (اپوش) از داستانهای زیبای اسطوره ایران کهن میباشد که در جای خود بازگو خواهد شد. این ایزد به سه صورت جوان بلند بالا، گاوی زرین شاخ و اسبی سفید پدیدار میشود.
- سدویس: این سیاره یکی از ایزدان موکل بر آب بوده که یاور تیشتر میباشد وکار وی، تقسیم کردن نعمت آب است.
- هفت اورنگ : امروزه به نام دب اکبر نامیده میشود. در اساطیر ایرانی، وظیفه سنگینی بر دوش وی قرار دارد، زیرا سپهسالاری شمال با او بوده. از دیدگاه ایرانیان، سمت شمال شوم و جنوب خوش یمن میباشد. شاید یکی از دلایل آن، وجود نور بیشتر در سمت جنوب باشد. مرغوبیت خانههای جنوبی نیز از همن باور نشات میگیرد. دروازه دورخ در سمت شمال قرار داشته و هفت اورنگ و لشگر تحت امر وی، اولین سپهسالاری است که با اهریمن رویارویی میکند.
- ونند: اخترشناسان، این ستاره را ستاره وِگا در صورت فلکی نسرالواقع میدانند. او به عنوان سپهسالار لشگر جنوب انتخاب شده است. ونند برای محافظت از گذر البرز، جایی که محل حرکت خورشید و ماه و ستارگان است، انجام وظیفه میکند.
بر دل عطار روشن گشت همچون آفتاب کاسمان نیلگون فیروزهای از کان تست (عطار نیشابوری)
منابع : اوستا – گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه
بن دهش – نوشته فرنبغ دادگی، ترجمه شادروان دکتر مهرداد بهار
جستاری در پیشینه دانش کیهان و زمین در ایرانویچ – نوشته دکتر مانوئل بربریان
نظرات ()