تمدن فراموش شده

 
اسطوره آفرینش – درباره چگونگی آفرینش آفریدگان برای نبرد با اهریمن
نویسنده : مانلی مجد - ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱۳
 

همانگونه که قبلاً ذکر گردید، هرمزد به منظور تجهیزجهان برای نبرد کیهانی با اهریمن، آفریدگان مینوی و مادی را آفرید.  گفتیم که ابتدا زمان بیکران و بعد زمان کرانه­مند آفریده گردید.

هرمزد، زمان درنگ خدای را به صورت مرد پانزده ساله روشن، بلند بالا، نیرومند و چشم روشن آفرید.  نیرومندی زمان درنگ خدای از هنرمندی وی بود، نه از دزدی و ستمگری!  سپس وای (باد) نیرومند را با لباس زرین، سیمین، گوهر نشان و سرخ­رنگ که لباس سپاهیان می­باشد بوجود آورده،  بعد آسمان (سپهر) را از زمان آفرید با لباس کبودرنگ. 

آسمان را در هفت پایه (طبقه) بوجود آورد.  اول، ابر پایه که محل تشکیل ابر است.  دوم سپهر اختران که محل ستارگان می­باشد.  سوم، ستارگان نیامیزنده.  چهارم، بهشت که جایگاه ماه است.  پنجم، گرودمان که منزلگاه خورشید است.  ششم، گاه امشاسپندان و هفتم، روشنایی بیکران که جایگاه هرمز می­باشد.

بعد از فارغ شدن از آفرینش آسمان، به آفرینش جهان پرداخت.  این هفت گاه همانطور که در گفتار پیشین نقل شد، آسمان، آب، زمین، گیاه، گوسفند (گاو) و انسان (کیومرث) و در آخر، آتش که درخشش را از روشنایی بیکران که جایگاه هزمرد است را آفرید.

هرمزد به آتش وظیفه پرستاری از مردم در دوران هجوم اهریمن و از میان بردن درد آنها را واگذار نمود.

هرمزد به هریک از امشاسپندان، وظیفه مقابله با حمله اهریمن و یاران وی را واگذار نمود. 

هرمزد انسان را در پنج بخش آفرید.  اول تن، بعد جان، سوم روان، چهارم آیینه (شکل و قالب) و بعد فَروَهَر.  تن آدمی، جسم و صورت مادی انسان است.  جان نیروی زندگی است که به باد پیوسته است (جان انسان به بادی بند است)، روان، آن بخش از انسان که فهم و درک او را شامل می­باشد و فروهر که روح و بخش ماندگار و نامیرای انسان است.  هنگامی که انسان می­میرد، تن او به زمین بازگشته، جان به باد، آیینه به خورشید و روان به فروهر پیوسته تا از بین نرود.

این استعاره به زیبایی، ماندگار بودن طرز تفکر و بینش آدمی را پس از مرگ می­رساند.  تنها اعمال و کردار انسان است که باقی می­ماند.  آفرینش گوسفند به عنوان نماینده جانوران سودمند نیز در پنج گاه انجام می­گیرد: تن، جان، روان، آیینه و مینو.  در دوره هجوم اهریمن، تخمه و نطفه گوسفند از ماه پایه به یاری رام نیکو (از ایزدان ایرانی) به جهان آورده (یعنی حیوانات سودمند برای مقابه با اهریمن در جهان گسترش می­بایند) و بعد از مرگ آنها، تن به زمین، جان به گوشورون، روان به رام نیکو، آیینه به ماه و مینو به بهمن می­پیوندد تا هرگز توان از بین بردن آنها در اهریمن وجود نداشته باشد.

در اینجا لازم است، مجدداً به شرح امشاسپندان و وظایف آنان در این دنیا بپردازیم:

گفته شد که هرمزد، از امشاسپندان، اول بهمن را آفرید و او را نگهبان گوسفند به نمایندگی از حیوانات سودمند گمارد.  در جهان مینوی، بهمن نماینده منش و اندیشه نیک است.

دوم، اردیبهشت که در این جهان، نگهبان آتش می­باشد.  در این امر، ایزد آذر، سروش، بهرام و نریوسنگ او را یاری می­نمایند.  در زمان حمله اهریمن، بهرام، آتش را در خانه­های مردم پناه می­دهد، سروش آن را محافظت می­کند و هرگاه خاموش شود، از بهرام به سروش و از سروش به آذر و از آذر به اردیبهشت می­پیوندد تا از گزند دیوان دور بماند.  اردیبهشت، نشانه پارسایی و قانون­مندی می­باشد.

سومین امشاسپند، شهریور است.  او در این جهان نگهبان فلزات و نشانه ثروت­مندی است.  به کمک او خورشید، ماه، آسمان، و انیران آفریده شده­اند.    در جهان مینوی، شهریور نشانه شهریاری و سروری است.

چهارم، سپندارمذ (اسفند) است.  او در این جهان نگهبان زمین می­باشد.  به یاری او، ایزدان آبان، ماراسپند، دین، ارد و ناهید آفریده شده­اند.    اسفند مظهر فروتنی و تسلیم در برابر خواسته­های خداوند است.

چهارمین امشاسپندان، خرداد می­باشد.  خرداد در این جهان نگهبان آب می­باشد.  به کمک او، تیر و باد و فروردین آفریده شدند.  ایزد تیر، در زمان هجوم اهریمن، آب را به یاری فروردین از اهریمن گرفت و به کمک باد به دورترین کشورها برد.  خرداد نشانه کمال می­باشد.

ششمین امشاسپند، امرداد است.  امرداد از آفرینش مادی، گیاه را در حمایت خود قرار داد.  ایزدان رشن، اشتاد و زامیاد آمدند که در کنار پل چینود (پل صراط) مردم را آزموده و حسابرسی می­کنند.  امرداد، مظهر بیمرگی می­باشد.

و هفتم که خود هرمزد می­باشد.

سپس روز را به پنج بخش به شرح زیر تقسیم نمود و بر هر بخش، ایزدی را گمارد :  بامدادان را به هاون مینو، ظهر را به رَپیثوین، غروب را به اوزیرین، شب را به ایوی سروسریم و نیمه شب را به اوشهین مینو سپرد و در هر بخش، نیایشی برای سپاس از نگاهبانی آن توسط پرهیزگاران انجام می­شد.

تا قبل از آنکه اهریمن به این دنیا حمله کند، همواره نیمروز بود.  هنگامی که اهریمن حمله خود را به این جهان آغاز نمود، هرمزد از آفریدگان خود و انسان پرسید آیا مایل هستند در جایگاه بلند و معنوی و مینوی خود مانده و شکست اهریمن را نظاره گر باشند یا به عنوان یاران هرمزد به جنگ با اهریمن در خواهند آمد.  چنین پاسخ شنید که نظاره ماندن جایز نیست.  با کمال آگاهی از فرجام کار به نبرد با اهریمن خواهیم شتافت.

بدین ساز، انسان از دید و نظر و فرهنگ ایرانی، به اختیار و نه به اجبار و یا به سبب گناه انجام شده به این جهان وارد شد، چه انسانی که از منشاء هرمزدی آفریده شده و تخمه او از آتش پاگ است، هیچگاه دچار گناه و لغزش نخواهد شد.

در گفتار بعدی به بیان نبرد اهریمن با هرمزد خواهیم پرداخت.

 

منبع : بن دهش نوشته فرنبغ دادگی، ترجمه شادروان دکتر مهرداد بهار.

 


 
comment نظرات ()