<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:1627400839 -2147483648 8 0 66047 0;} @font-face {font-family:"B Mitra"; panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0; mso-font-charset:178; mso-generic-font-family:auto; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:8193 -2147483648 8 0 64 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin-top:0cm; margin-right:0cm; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoPapDefault {mso-style-type:export-only; margin-bottom:10.0pt; line-height:115%;} @page Section1 {size:612.0pt 792.0pt; margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt; mso-header-margin:36.0pt; mso-footer-margin:36.0pt; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} -->
نوروز بزرگترین جشن ملى ایرانیان سابقه اى هزاران ساله دارد. از گذشته هاى دور آریایى هاى ساکن در فلات ایران روز اول سال و آغاز بهار را به برگزارى مراسم ویژه و توأم با سرور و شادمانى اختصاص مى دادند. برخى پژوهشگران ، ریشه تاریخى این جشن را به جمشید پیشدادى نسبت مى دهند و نوروز را نوروز جمشیدى مى خوانند.
این گروه معتقدند که جمشیدشاه بعداز یک سلسله اصلاحات اجتماعى بر تخت زرین نشست و فاصله بین دماوند تا بابل را در یک روز پیمود و آن روز (روز هرمزد) از فروردین ماه بود. چون مردم این شگفتى از وى بدیدند جشن گرفتند و آن روز را ًنوروز ً خواندند. اما عاملى که نوروز را از دیگر جشن هاى ایران باستان جدا کرد و باعث ماندگارى آن تا امروز شد، فلسفه وجودى نوروز است: زایش و نو شدنى که همزمان با سال جدید در طبیعت هم دیده مى شود و اما بشنوید (یعنی بخوانید) زیباترین فلسفه برگزاری جشن نوروز را :
هرمزد (خداوند) برای مقابله با اهریمن (بدی و زشتی و ناپاکی) آفریدگان را به صورت مادی آفرید. او از روشنایی بیکران (ذات مقدس خود) آتش، از آتش باد، از باد آب و از آب زمین و در آخر همه هستی مادی را آفرید.
هرمزد ابتدا آسمان را آفرید برای بازداشتن اهریمن و دیوان وی، سپس آب را آفرید برای از میان برداشتن دیو تشنگی، آنگاه زمین را آفرید. سپس گیاه را آفرید برای یاری گوسپند. سپس گوسپند را آفرید برای یاری مرد پرهیزگار و مرد پرهیزگار را آفرید برای از میان بردن و از کار افکندن اهریمن و تمامی دیوان.
چگونگی آفرینش آنها به شرح زیر است:
یکم آسمان؛ آسمان را بسیار روشن و شفاف از جنس الماس سخت و به شکل تخم مرغ بوجود آورد. یک سر آن را به روشنایی بیکران وصل نمود و آن را همچون پوششی برای محافظت مخلوقات مادی بنا نهاد. از نظر اندازه، طوری آسمان را گسترد که درازای آن با پهنایش یکسان باشد تا همچون زرهای از هجوم اهریمن جلوگیری نماید.
هرمزد به یاری آسمان، شادی را آفرید. شادی برای این آفریده شد که در هنگام نبرد نیکی بر بدی، شادی به یاری نیکمردان آمده و در زمان درآمیختگی، یاور مردمان باشد. آسمان در مدت زمان 40 شبانه روز آفریده شد. سپس هرمزد 5 روز درنگ نموده و جشن و شادی اختیار کرد.
دوم آب؛ هرمزد از گوهر آسمان آب را آفرید به اندازهای که اگر مردی چهار دست و پا بر زمین قرار گیرد، آب تا شکم او بالا بیاید. آب در مدت 55 شبانه روز بوجود آمد و هرمز، دگر بار پس از آفرینش آب، 5 روز درنگ نموده و به شادی پرداخت.
سوم زمین؛ هرمزد از آب زمین را پدید آورد. او زمین را گرد و طوری آفرید که درازا، پهنا و ژرفای آن با یکدیگر برابر باشد. او یک سوم زمین را سنگی سخت، یک سوم دیگر آن را با ریگه ای رونده و یک سوم دیگر آن را از گله ای نرم بوجود آورد. سپس ریشه و گوهر کوه ها را در زمین کاشت که بعدها از زمین رویدند. آنگاه به کمک زمین، تمامی عناصر سودمند نظیر گچ، آهن، گرگرد، روی و مانند آن را در داخل زمین وجود آورد. بزرگترین بخش زمین که در مرکز آن قرار دارد را ایرانویچ (سرزمین ایران) نامید. زیر این زمین، همه جا آب قرار داشت. زمین در مدت 70 شبانه روز آفریده و باز 5 روز را درنگ و به شادی پرداخت.
چهارم گیاه؛ در میانه زمین، رستنی بدون برگ، خار، بی شاخه و پوست و شیرین بوجود آورد. بعدها تمامی گیاهان از تخمه آن بوجود آمدند. سرشت گیاه نیز آب میباشد. گیاه در مدت 25 روز آفریده و هرمزد، پس از آفرینش آن 5 روز دگر درنگ نموده و به شادی پرداخت.
پنجم گاو یکتا (گوسپند)؛ هرمزد گاو یکتا را در سرزمین ایرانویچ و به بلندی سه نای آفرید. این گاو در کنار رود دائیتی (رودی که در میانه جهان جاری است) بوجود آمد. گوهر و سرشت گاو یکتا از آتش است. وی، گاو را سپید و روشن همچون ماه آفرید و آب و گیاه را به یاری او فرستاد. گاو یکتا در مدت 75 روز آفریده شد و پس از آن نیز دوباره هرمزد 5 روز درنگ نموده و به شادی پرداخت.
ششم آدم را آفرید و نام او را کیومرث مقرر نمود. کیومرث چون خورشید نورانی و به اندازه چهار نای بلندی داشت. درازای او همان اندازه بود که پهنایش. هرمزد، کیومرث را در سمت چپ رود دائیتی و گاو یکتا را در سمت راست آن آفرید. تمامی گونه آدمیان از نسل کیومرث جود آمدند. برای یاری کیومرث، خواب آسایش بخش را چون جوانی 15 ساله بوجود آورد. مدت زمان آفرینش کیومرث، 70 روز بود که بعد از آن، هرمزد از آفرینش جهان مادی فارغ گشته و 5 روز به جشن و شادمانی پرداخت!
هرمزد، شش آفرینش را به شش گاهنبار (شش گاه و بخش) آفرید. در مدت یک سال که 365 روز میباشد و دوازده ماه که هر ماه سی روز و ماه آخر 35 روز.
اگر بخواهیم خیلی خودمانی آنچه را که ارائه شد بیان کنیم، مدت زمان آفرینش آفریدگان مادی با احتساب روزهایی که به جشن و شادی پرداخته شده، 365 روز میشود. آن هنگام که آفرینش مادی پایان میذیرد، آغاز دوره جدید (سال جدید) بوده که بنا به باور ایرانیان، اول فروردین ماه (به یاد فروهرهای پاک) نامگذاری شده و جشن گرفته میشود.
به هرحال در آیینهاى باستانى ایران براى هر جشن «خوانى» گسترده مىشد که داراى انواع خوراکىها بود. خوان نوروزى «هفت سین» نام داشت و مىبایست از بقیه خوان ها رنگین تر باشد.
این سفره مــعــمـولاً چـندســاعــت مانــده به زمان تـــحویل ســـــال نو آمـــاده بود و بر صفحه اى بلندتر از سطح زمین چیده مى شد. همچنین میزدپان (MAYZADPAN) به منظور پخش کردن خوراکىها در کنار سفره گماشته مىشد. این خوان نوروزى برپایه عدد مقدس هفت بنا شده بود. توران شهریارى، سخنران جامعه زرتشتى معتقد است: «تقدس عدد هفت از آیین مهر یا میتراست و به سالهاى دور باز مى گردد. در این آیین هفت مرحله وجود داشت براى اینکه انسان به مقام عالى و آسمانى برسد. پس عدد هفت از پیش از زرتشت براى انسان عزیز بوده و در آیین هاى مختلف و به نمادهاى گوناگون دیده مى شود، مانند هفت آسمان، هفت دریا، هفت گیاه و...» همچنین اسناد تاریخى از برپایى سفره هفت سین به یاد هفت امشاسپندان خبر مى دهند؛ طبق این اسناد، هفت امشاسپندان مقدس عبارت بودند از:
اهورامزدا(به معنى سرور دانا) به معنای هستی بخش دانای بزرگ. درخت سرو که همیشه سبز و خرم است، نشانه اوست. کتاب مقدس نیز به نشانه او بر سفره هفت سین جای می گیرد.
وهومن یا بهمن (اندیشه نیک ) پایه دوم تکامل است. در جهان مادی نگهبان جانوران سودمند است. قرار دادن ظرفی شیر یا فرآورده های آن در سفره هفت سین به یاد اوست. یاس سفید (رنگ سفید نماد پاکی، سادگی و نیکی است.) نیز گل ویژه بهمن است.
اردیبهشت (پاکى وراستى ) در پله های تکامل، پس از نیک اندیشی قرار دارد. بدین معنا که هر کس دارای اندیشه درستی شد، گفتار و کردارش هم راست و درست خواهد شد. در جهان مادی نگهبان آتش است و به همین سبب، آتشدانی افروخته با بوی خوش کندر و چوب سندل در کنار سفره هفت سین نهاده میشود. نهادن شمع بر سفره هفت سین به همین معنا است. گل ویژه اردیبهشت، گل مرزنگوش است.
شهریور (شهریارى آرزو شده با کشور جاودانى ) شهریاری بر خویش و خویشتنداری، نیرویی است که به آدمی توانایی چیرگی بر خود یا خویشتنداری را میدهد تا در زندگی از یک خط هماهنگ میانه پیروی نماید. در جهان مادی نگهبان فلزات است و به همین مناسبت، قراردادن کاسه مسین پر از آب در سفره هفت سین قرار دارد. گل ریحان، گل ویژه شهریور است.
سپندارمزد یا اسفند (عشق و پارسایى، مهر و وفای به پیمان ) در دنیای مادی نگهبان زمین است. سفره ای سفید که بر زمین می گسترانند و هفت سین را بر روی آن می چینند، نشانه اوست. گل بیدمشک نیز گل ویژه این امشاسپند است.
خرداد (رسایى و کمال و دانش اندوزی) خرداد در دنیای مادی نگهبان آب است. آب درون کاسه مسین سفره هفت سین نشانه اوست. گل سوسن نیز گل ویژه خرداد است.
امرداد (بی مرگی و جاودانگی) امشاسپند امرداد در جهان مادی نگهبان گیاهان بوده و سبزه در سفره هفت سین نشانه اوست. گل زنبق، گل ویژه امرداد است.
اما در بسیارى از منابع تاریخى آمده است که «هفت سین» نخست «هفت شین» بوده و بعدها به این نام تغییر یافته است. البته به نظر من این مورد درست نیست چون واژه هایی مانند شمع، شراب یا شربت واژه هایی عربی میباشند که هیچگاه مورد استفاده ایرانیان نبوده و نخواهند بود.
برخى دیگر به وجود «هفت چین» در ایران پیش از اسلام اعتقاد دارند. سخنران جامعه زرتشتى در این باره مى گوید: «در زمان هخامنشیان در نوروز به روى هفت ظرف چینى غذا مىگذاشتند که به آن هفت چین یا هفت چیدنى مى گفتند.
البته در اینباره تعابیر مختلفى وجوددارد. چنانچه در کتاب فرورى آمده است: که در روزگار ساسانیان، قاب هاى زیباى منقوش و گرانبها از جنس کانولین، از چین به ایران وارد مىشد. یکى از کالاهاى مهم بازرگانى چین و ایران همین ظرفهایى بود که بعدها به نام کشورى که از آن آمده بودند «چینى» نام گذارى شد و به گویشى دیگر به شکل سینى و به صورت معرب «سینى» در ایران رواج یافتند. به هرروى خوراکىهاى خاصى بر سفره هفت سین مىنشینند که عبارتند از: سیب، سرکه، سمنو، سماق، سیر، سنجد و سبزى (سبزه)
خوراکى هایى که به نیت هاى گوناگون انتخاب شده اند:
سمنو: نماد زایش و بارورى گیاهان است و از جوانه هاى تازه رسیده گندم تهیه مى شود.
سیب: هم نماد بارورى است و زایش. درگذشته سیب را درخم هاى ویژه اى نگهدارى مى کردند و قبل از نوروز به همدیگر هدیه مى دادند.
مى گویند که سیب با زایش هم نسبت دارد، بدین صورت که اغلب درویشى سیبى را از وسط نصف مى کرد و نیمى از آن را به زن و نیم دیگر را به شوهر مى داد و به این ترتیب مرد از عقیم بودن و زن از نازایى رها مى شد.
سنجد: نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولد و زایندگى. عده اى عقیده دارند که بوى برگ و شکوفه درخت سنجد محرک عشق است!
سبزه: نماد شادابى و سرسبزى و نشانگر زندگى بشر و پیوند او با طبیعت است.
درگذشته سبزه ها را به تعداد هفت یا دوازده که شمار مقدس برج هاست در قاب هاى گرانبها سبز مى کردند. در دوران باستان درکاخ پادشاهان ۲۰ روز پیش ازنوروز دوازده ستون را از خشت خام برمى آوردند و بر هریک از آنها یکى از غلات را مى کاشتند و خوب روییدن هریک را به فال نیک مى گرفتند و برآن بودند که آن دانه درآن سال پربار خواهدبود. در روز ششم فروردین آنها را مى چیدند و به نشانه برکت و بارورى در تالارها پخش مى کردند.
سماق و سیر نماد چاشنى و محرک شادى در زندگى به شمار مى روند. اما غیر از این گیاهان و میوه هاى سفره نشین، خوان نوروزى اجزاى دیگرى هم داشته است: دراین میان « تخم مرغ» نماد زایش و آفرینش است و نشانه اى از نطفه و نژاد. «آینه» نماد روشنایى است و حتماً باید در بالاى سفره جاى بگیرد. «آب » نشانه برکت در زندگى هستند.
و «سکه» که نمادى از امشاسپند شهریور (نگهبان فلزات) است و به نیت برکت و درآمد زیاد انتخاب شده است.
شاخه هاى سرو، دانه هاى انار، گل بیدمشک، شیر نارنج، نان و پنیر، شمعدان و... را هم مى توان جزو اجزاى دیگر سفره هفت سین دانست. «کتاب مقدس» هم یکى از پایه هاى اصلى خوان نوروزى است و براساس آن هرخانواده اى به تناسب مذهب خود، کتاب مقدسى را که قبول دارد بر سفره مى گذارد.
چنانچه مسلمانان قرآن، زرتشتیان اوستا و کلیمیان تورات را بر بالاى سفرههایشان جاى مىدهند. بر سر سفره زرتشتیان درکنار اسپند و سنجد، « آویشن» هم دیده مى شود که به گفته موبد فیروزگرى خاصیت ضدعفونى کننده و دارویى دارد و به نیت سلامتى و بیشتر به حالت تبریک بر سر سفره گذاشته مى شود.
و اما نیایش نوروزی:
حیف نیست، با وجود این همه آداب و فلسفه پیدایش جشن سال نو قبل از اینکه وارد سال جدید شویم، واژه های تازی را برای خیر مقدم و نیایش سال نو بکار بریم؟ بیاییم تا از امسال، چکامه (شعر) زیبای زیر را به عنوان درخواست از خداوند و نیایش نوروزی انتخاب کرده و سال جدید را با آرزوی شادکامی و خوشبختی تمامی ایرانیان بزرگوار آغاز کنیم :
تا نوای هفت سُرنا در گلستان، جان دمید
خواب دیرین شد ز چشمان زمستان ناپدید
روزگارا، هفت سُرنا را به گوش جان نواز
چشم را بیدار دار و سینه ها را پُر امید
روزگارا، گلشن نوروز را پُر بار کُن
شهد پیروزی به کام مرد و زن بسیار کُن
اَبر را جانبخش ساز و ماه را آیینه دار
بد دلان را دور، با ما نیکوان را یار کُن
روزگارا، تازه شد هستی در آغاز بهار
جشن جمشید جهان بین را جهان آرا بدار
مهر افزون کُن درون سینه ها در سال نو
فرِّ شادی را به جام زندگی از نو بیار
روزگارا، جشن ما را نو به نو جاوید ساز
سینه را پر مهرتر از سینه-ی جمشید ساز
رنج را آسان بنه بر مردم برگشته بخت
چشم نیکو مردمان را دیده-ی خورشید ساز
نظرات ()با درود،
جشن ها و مراسم منتسب به ماه اسفند، برخلاف جشنه ای سایر ماهه ای سال که بر پایه تغییر و تحول طبیعت برگزار میشوند، ماهیتی فرا دنیوی دارند. مراسم خانه تکانی، سفره هفت سین، مراسم آشتی با نزدیکان، تهیه لباس و جامه جدید، چهارشنبه سوری و رفتن به مزار نزدیکان از دست رفته در پنجشنبه آخر سال، همگی به منظور پاسداشت ارزش های آرمانی ایرانیان و یادبود درگذشتگان آنان میباشد.
ایرانیان باستان به حیات ابدی اعتقاد داشتند. به نظر آنان، مرگ پایان زندگی نبوده، بلکه دریچه ای برای تولد دوباره آنان محسوب میشود. انسان پس از مرگ به عالم مینوی کوچ نموده و تا روز رستاخیز در آن عالم به سر خواهد برد. البته در تمام این مدت، نگران زندگی بازماندگان خود بوده و دعای خیر وی، هماره نوازشگر فرزندان و نسل های بعدی او خواهد بود. (جالب اینجا است که تنها ملت مسلمانی که اعتقاد راسخ به این امر داشته و به همین سبب، به مناسبت های گوناگون برای قدردانی و ابراز سپاس از توجه در گذشتگان خود، طلب آمرزش نموده، برای آنها خیرات و صدقه میدهند، ایرانیان میباشند که این عمل به یادگار از فرهنگ پدران و مادران باستانی ما به ارث رسیده است).
بنا به باور اجداد باستانی ما، روان درگذشتگان هر خانواده همه ساله به مدت 10 یا 20 روز از عالم اخروی به عالم دنیوی، نزد نزدیکان و خویشان و خانواده خویش باز میگردند تا از اوضاع و احوال، طرز زندگی و رفتار آنان آگاهی یابند. به این دلیل است که همه ساله خانواده های ایرانی با برپایی مراسم خانه تکانی، خانه و کاشانه خود را به طور کامل تمیز و پاکیزه نموده و به اصطلاح چراغ خانه خود را تجدید مینمایند، لباس و جامه نو تهیه نموده، سعی در رفع کدورت ها نموده و سفره هفت سین (که هر عنصری از آن نماد یکی از امشاسپندان میباشد) را میچینند تا روان نزدیکان خود، خانواده خود را غرق در شادی، تمیزی، زیبایی و سلامتی و دارنده سفره پابرجا ببینند.
بدین منظور، ایرانیان در یک شب معین (که بعد از حمله اعراب به ایران به نام چهارشنبه سوری شهرت یافت)، بر بام یا حیاط خانه خود آتشی را روشن مینمودند تا شاید این آتش، راهنمایی برای هدایت روان عزیز از دست رفته باشد، و بدین روی راه منزل خود را بازشناسد.
بعد از حمله اعراب به ایران که رفته رفته فرهنگ ایرانی با فرهنگ عربی در هم آمیخت، ایرانیان برای حفظ سنن خود (که با آمیزه های زرتشتی همراه بود)، از نحس بودن چهارشنبه ها در نزد اعراب استفاده نموده و این مراسم را به بهانه رفع نحسی روز چهارشنبه آخر سال اجرا میکنند.
همانطوریکه استحضار دارند، آتش نه تنها نزد ایرانیان، بلکه نزد بسیاری از اقوام سرزمین های دیگر، مظهر پاکی و قدرت بوده و میباشد. ایرانیان آتش را به چند دلیل مقدس دانسته و آن را ارج می نهادند (ایرانیان هیچگاه آتش پرست نبودند!)
- آدمی باید مانند آتش، فروزان، درخشان و گرمی بخش به دیگران باشد.
- همانند شعله آتش که هر ناپاکی را میسوزاند اما خود آلوده نمیشود، انسان نیز باید سعی در رفع گناه ها و صفات بد خود بنماید.
- همانطوریکه شعله های آتش همواره رو به بالا حرکت میکنند، انسان نیز باید سعی در ترقی و پیشرفت و تعالی به مراتب بالا باشد.
- همانطوریکه آتش روشن کننده و برطرف کننده تاریکی میباشد، انسان نیز باید در برطرف نمودن جهل و تاریکی ضمیر خود کوشا باشد.
- همانند آتش ضمیری درخشان و پاک داشته و سرچشمه زندگی باشد.
مراسم چهارشنبه سوری، با جمع آوری بوته های خشک توسط مردان خانواده آغاز می گردید. سپس بوته های جمع آوری شده در محلی تلمبار و توسط کلیه اعضای خانواده (به نشانه اتحاد، یکدلی و همبستگی) به آتش کشیده میشد. آنگاه اعضای خانواده حلقه ای دور آتش تشکیل داده دست های یکدیگر را گرفته و به نیایش و شادمانی مشغول می شدند. کودکان نیز با بازی در اطراف آتش و انداختن میوه ها و دانه های معطر به داخل آتش (مانند اسپند) هم از صدای سوختن و جرقه ناشی از آتش گرفتن آنها لذت برده و هم باعث عطرآگین شدن فضا میشدند.
بر خلاف باور امروزه، ایرانیان هیچگاه با بکارگیری الفاظ توهین آمیزی چون سرخی تو از من، زردی من از تو و پریدن از روی آتش، به آتش بی احترامی نمیکردند. برخی ها بر این باورند که این الفاظ را مهاجران عرب برای از بین بردن تقدس آتش نزد ایرانیان به کار گرفته می شده است،
کلیه مراسمی هم که در این روز برگزار میگردد، همگی زنده کننده باور ایرانیان به بازگشت روان درگذشتگان خود میباشد : فردی که خود را زیر پوششی پنهان نموده و با مراجعه به منازل با قاشق به جامی آهنین می کوبد و طلب خشکبار مینماید، در حقیقت روان درگذشته ای است که به خانه خود بازگشته و اهالی منزل به پاس این بازگشت از روزی خود به آنها تعارف مینمایند (مراسم قاشق زنی). یا نیت کردن و تفاعل به حافظ، فالگوش ایستادن در کنج دیوار منزل، نیت کردن و تفسیر آن با اولین جمله ای که از دهان اهل آن خانه برآید، همگی نشانگر پند و اندرز و خبر از آینده ایست که روان بازآمده به خانه برای اهل آن به ارمغان میآورد.
نظرات ()